192كه همه رواياتش صحيح است و چنين گفتهاى، از واقعيت فاصله بسيار دارد؛ زيرا آدمى فراموشكار است و سرشت بشرى بر او غلبه دارد. به همين دليل، هيچ شخصيت بزرگ و راوى برجستهاى كه حافظهاى قوى دارد را، نمىتوان يافت كه در حديثش دچار وَهْم نشده باشد؛ ولى اگر مواردى كه صحيح نقل كرده است، بيشتر از موارد اشتباه او باشد، سخن وى پذيرفته مىشود و در غير اين صورت، پذيرفته نخواهد شد.
در نتيجه، ثابت شدن اشتباهاتى در حديث عطيه عوفى، در كنار آن همه روايتى كه وى نقل كرده است، به شخصيت او زيانى نمىرساند، به ويژه كه وى روايات بسيار زيادى نقل كرده است.
بيشتر كسانىكه عطيه عوفى را مخدوش دانستهاند، بدين سبب بود كه وى در نام مشايخ حديث، تدليس كرده است.
ابنحبان در «المجروحين» 1 گفته است:
عطيه رواياتى را از ابو سعيد خُدرى شنيده است، پس از درگذشت ابوسعيد خُدرى با كلبى رفت و آمد داشته و در مجالس قصهپردازى وى شركت كرده است. هرگاه كلبى گفته كه رسول خدا(ص) چنين و چنان فرموده است، عطيه آن را حفظ مىكرده و كلبى را با كُنيه ابوسعيد مىخوانده و از او نقل روايت مىكرده است. زمانىكه به او گفته شد: «چه كسى اين روايت را براى تو نقل كرده است؟» در جواب گفته است: «ابوسعيد برايم نقل كرده». مردم تصور مىكردهاند، منظور وى از ابوسعيد، ابوسعيد خُدرى است، در صورتىكه منظورش كلبى بوده است.