159شناسى فاصله مىگيرد و هر راهى را كه خود بخواهد، مىرود.
البانى در «الضعيفه» 1 در رد توثيق ابنحبان و شاگردش حاكم، درباره روح بن صلاح مىگويد:
ابن حبان در توثيق افراد، با مدارا و اغماض عمل مىكند (آسان گير است)؛ زيرا او بسيارى از راويان ناشناخته را توثيق مىكند و حاكم نيز در اين شيوه همانند او عمل مىكند، چنانكه اين موضوع بر آگاهان به تاريخچه زندگى راويان و رجال، پوشيده نيست و گفته اين دو (ابن حبان و حاكم) به هنگام تعارض روايات، ارزش و اهميتى ندارد، حتى اگر خدشه و ايراد، داراى ابهام نيز باشد و براى آن سببى ذكر نشده باشد.
اين سخن كسى است كه توثيق ابنحبان را نفهميده و در كتاب «ثقات» وى دقت نكرده است و شتابزده توثيق او را رد كرده است ازاينرو شايسته است با تفصيل اين مطلب بيان شود.
توثيق ابنحبان دو نوع است كه در مقدمه «ثقات» 2 به اين دو قسم، تصريح كرده است:
الف) اگر مورد اعتماد بودن راويانى كه علماى جرح و تعديل درباره آنان اختلاف نظر دارند، نزد ابنحبان ثابت گردد، نام او را در كتاب «ثقات» خويش مىآورد وگرنه در كتاب ديگرش ثبت مىكند.
ب) كسانىكه جرح و تعديل، درباره آنان صورت نگرفته است و هر يك از مشايخ حديث و كسىكه از او نقل روايت مىكند، اشخاص مورد