152أستَشفعُ بِك عَلَى ربّى في رَدِّ بَصَرى، اللّهُمّ فَشفِّعْني في نَفْسي و شَفِّع نبيّي في ردّ بَصري و إنْ كانَتْ حاجة فافعَل مثلَ ذلك.
سند اين روايت، در نهايت صحت است و حماد بن سلمه، فردى مورد اعتماد، حافظ و انديشمند است. با اين همه به سبب افزودن بخشى به متن حديث، مورد خدشه و ايراد قرار گرفته است و ديگران مدعى شدهاند كه اين اضافه را فقط حمادبن سلمه از شعبه نقل كرده است. بنابراين، اين بخش، شاذ 1 تلقى مىشود.
پاسخ اين است كه بخش افزوده راوى مورد اعتماد تا زمانىكه با اصل روايت، منافات نداشته باشد و يا در آن نوعى مخالفت با روايتِ فرد با اعتمادتر، وجود نداشته باشد، پذيرفته مىشود. ازاينرو، جمله «و إن كانت حاجة فافعل مثل ذلك» نه تنها با اصل حديث منافات ندارد؛ بلكه به طور كامل با آن سازگار است؛ زيرا اصل حديث، افاده عموم مىكند، پس اين حديث را در هر زمان مىتوان به كار برد.
اشتباه كردن حماد، تنها ظن و گمانى بدون دليل است. در نهايت، اين بخش، اضافهاى از راوى مورد اعتماد است و با اصل حديث نيز منافاتى ندارد. بنابراين، بىترديد پذيرفتنى است. اين مطلب را براى ملامت و نكوهش افراطگرايان بيان كرديم كه اگر اين بخش اضافه، صحيح نباشد، سزاوار است كه اضافه راويانِ مورد اعتماد نيز، در زمره احاديث «شاذ» قرار گيرد.
امام حافظ، ابوحاتم بن حبان، درباره بخش اضافهاى كه تنها حماد بن سلمه