145تصريح كرده است.
بنابراين، اگر شبيب در اين حديث، در هر دو حالت سفر و حضر به نيكى سخن گفته باشد، اين ويژگى، نهايت مطلبى است كه از او انتظار مىرود، چنانكه بر اهل دقت و انصاف پوشيده نيست و هرگاه قضيه به اينجا پايان پذيرد كه شبيب، اين حديث را به اين صورت مناسب و پذيرفتنى نقل كرده است، بنابراين، پس از صحت اين سرگذشت، راويانى كه حديث مزبور را از شبيب، گاهى همراه با بيان آن سرگذشت و گاهى بدون سرگذشت نقل مىكنند، در اين قضيه دخالتى ندارند؛ ولى (متأسفانه) هوا و هوس و تعصب، آدمى را به وادى تهمت سوق مىدهد كه آن را در ادعاى البانى با اختلافى كه درباره احمد بن شبيب عنوان كرده است، بهخوبى ملاحظه خواهيد كرد.
پاسخ اختلافى كه به نظر البانى آمده اين است كه احمد بن شبيب، اين حديث را به گونهاى مفصل بيان كرده است. از جمله در آن آمده است كه آن فرد (نيازمند) نزد عثمان بن عفان رفته است. اين موضوع را حافظ مورد اعتماد، يعقوب بن سفيان فسوى، نقل كرده است چنانكه در «دلائل النبوة» بيهقى 1 آمده است.
چه بسا، احمد بن شبيب گاهى انگيزه چندانى نداشته و فقط به بيان اصل حديث اكتفا كرده است. اين موضوع را ابن سنى و حاكم بيان كردهاند. در نتيجه احمد، شخصيتى مورد اعتماد است، در صورتىكه سرسختى و تعصب