143او نقل روايت كرده است، به اشتباه و وَهْم و خيال افتاده»، تفاوت قائل شده است.
مفهوم جمله نخست اين است كه اشتباه و وَهْم و خيال، شيوه او و يكى از ويژگىهاى هميشگى وى است كه اشكال دارد.
معناى جمله دوم كه در «الكامل» آمده اين است كه اشتباه، وَهْم و خيال بر او عارض شده است و مربوط به رواياتى است كه ابن وهب در مصر، از او نقل كرده است. جمله نخست حاكى از ضعف شبيب است و جمله دوم، اين معنا را نمىرساند و مطلب روشن است.
نقادانِ حديث، همه معتقدند كه جرح و تعديل را عيناً نقل كنند و در عبارات اين دو موضوع، تصرفى انجام ندهند. البانى، بدون رجوع به اصول و قواعد، تصرف ذهبى را در عبارت ابن عدى، غنيمت شمرده است و آنچه را ملاحظه مىكنيد، بيان داشته است.
در نتيجه، اگر سخن ابنعدى را معتبر بدانيم، حديث شبيب بن سعيد، بدون توجه به روايت عبدالله بن وهب، روايتى صحيح است؛ اما سخن ابن عدى اشكال دارد. 1
دومين موردى كه البانى به سبب آن، حديث مورد بحث را تضعيف كرده، اين جمله است كه مىگويد: «در اين روايت اختلاف بر سر شبيب است» ولى اين اختلافات را در كتاب «توسّل» خود در مورد احمد بن شبيب