135چنانكه حافظ به آن تصريح كرده است و پيشتر نيز از او نقل شد.
بر اين اساس، بنا به گفته شخص عمر، توسلِ عمر به عباس (عموى پيامبر) ثابت شد كه توسل به پيامبر را اهميت بيشترى مىبخشد. همچنين به دليل سخن عمر كه گفت «عباس را در ناگوارىهايى كه برايتان رخ مىدهد، وسيلهاى به سوى خدا قرار دهيد»، توسل، به شخص عباس صورت گرفته است، نه دعاى او. همه پذيرفتهاند كه ضمير «
فاتّخذوه »؛ «او را وسيله قرار دهيد» در روايت، به شخص عباس برمىگردد، مگر كسانىكه دست به تحريف (چنين مواردى) مىزنند.
روايت سوم: حديث عثمانبنحنيف در توسل به پيامبر(ص)
امام احمد، در «مسند»، از عثمان بن عمر، از شعبه، از ابوجعفر، از عمارةبن خزيمة بن ثابت، از عثمان بن حنيف روايت كرده است:
نابينايى خدمت رسول خدا(ص) شرفياب شد و عرضه داشت: در حق من دعا بفرما تا خدا مرا شفا دهد. حضرت فرمود: اگر اكنون بخواهى دعا مىكنم و اگر بخواهى صبر مىكنم كه به سود توست. نابينا عرض كرد: (هماكنون) در پيشگاه خدا برايم دعا كن. حضرت به او دستور داد وضويى نيكو بگيرد و اين دعا را بخواند:
اللهمّ إنّي أسئلكَ و أتوجّهُ إليكَ بنبيكَ محمّد نبي الرحمة. يا محمّد إنّي توجهتُ بكَ إلى الله رَبّى فى حاجَتى هذه لتُقضى لى، اللهمّ فشَفّعهُ فىّ. 1
ترمذى، گفته است: