113است و با اين بيان، اختلاف آنان به توافق مىرسد.
بنا به آنچه بيان شد، سزاوار است كه مستثنىمنه بهگونهاى در تقدير گرفته شود كه با مستثنى (مساجد) كه در روايت آمده است، موافق باشد. بنابراين، ترتيب حديث اينگونه است: «
لا تُشدّ الرحال إلى (مسجد) الاّ الى ثلاثة مساجد ».
روايت شهربن حوشب در تعيين مستثنىمنه، معروف است و احمد 1 و ابويعلى 2 هر يك، آن را در مسند خود آوردهاند.
حافظ در «الفتح» گفته است: «شهر بن حوشب، حَسَن الحديث است، هر چند در او مقدارى ضعف وجود دارد».
و ذهبى وى را در زمره كسانىكه مورد مناقشه قرار گرفتهاند، ذكر كرده است؛ با اينكه وى موثق است و از ديدگاه ذهبى نيز، احاديث وى حَسَناند.
اين دو حافظ، كه خود در حفظ روايات و شناخت رجال اسانيد، سرآمدند، احاديث شهر بن حوشب را حَسَن دانستهاند. بنابراين، از اين پس، به جنجالآفرينى البانى توجه نكنيد كه به او پاسخ داده شده است كه در جاى خود خواهد آمد.
شارحان حديث مورد بحث نيز، پياپى، تقدير مستثنى را به «مساجد» پذيرفتهاند. و كرمانى در شرح خود 3 بر صحيح بخارى به هنگام بيان گفته وى «الاّ الى ثلاثة مساجد» گفته است: