114استثناء (در اين روايت) مُفرَّغ است و اگر بگوييد تقدير عبارت حديث اين است: «
لا تُشَدُ الرحال إلاّ إلى موضعٍ أو مكانٍ »، لازم مىآيد كه سفر به هيچجا غير از مستثنى (سه مسجد)، حتى سفر به قصد زيارت حرم مطهر حضرت ابراهيم خليل7 و امثال آن نيز جايز نباشد؛ زيرا مستثنى منه در استثناى مُفرّغ بايد در نوع و صفت، با مستنثى تناسب داشته باشد. به عنوان مثال مىگوييد: «
ما رأيتُ الاّ زيداً » كه تقديرِ آن جمله «
ما رأيتُ رجلاً أو أحداً الاّ زيداً » است نه اينكه جمله «
ما رأيتُ شيئاً أو حيواناً الاّ زيداً » باشد. و در اين حديث، تقدير «مسجد» است؛ يعنى «
لا تُشدُّ إلى مسجد الاّ إلى ثلاثة ». امروزه در اين مسئله، بحث، مناقشات و مناظرات بسيارى در شهرهاى شام صورت گرفته است و رسالههايى از دو طرف تأليف شده است كه اكنون در صدد بيان آنها نيستيم.
علامه «بدرالعينى حنفى»، در كتاب خود مىگويد:
«شَدِّ رحال» (بستن بار سفر) كنايه از سفر است؛ زيرا لازمه سفر است و استثناء، مُفرّغ است، تقدير آن جمله اين است: «
لا تُشَدُّ الرحال إلى موضع او مكانٍ ».
اگر اشكال شود كه لازمه اين كار اين خواهد بود كه سفر به مكانى غير از مستثنى (مساجد سهگانه) جايز نيست حتى سفر براى زيارت حضرت ابراهيم خليل(ع) و امثال وى، روا نخواهد بود؛ زيرا مستثنى منه، در استثناى مُفرَّغ بايد متناسب با مستثنى باشد. پاسخ آن داده شده است كه آرى، مستثنى منه بايد در نوع و صفت با مستثنى تناسب داشته باشد، چنانكه مىگوييد: «
ما رأيتُ إلاّ زيداً » كه تقدير آن، جمله «
ما رأيتُ رجلاً أو أحداً إلاّ زيداً » است نه اينكه گفته شود: «
ما رأيتُ شيئاً أو حيواناً الاّ زيداً »؛ زيرا در اين مثال، نوع و صفت مستثنى منه با مستثنى متناسب نيست.