208
10. آيا همنامى برخ از فرزندان امامعلى(ع) با خلفا نشانه داشتن روابط دوستانه با آنها نيست؟
هر جامعهاى آداب و رسومى دارد كه جامعه ديگر آنها را نمىپذيرد؛ براى نمونه، عربها آدابى دارند كه عجمها آنها را نمىپذيرند. نامگذارى در هر قوم و قبيلهاى وجود دارد؛ يعنى هر پدرى با انگيزه ويژهاى براى فرزندان خود نامى برمىگزيند. گاه نامى، مانند نامهاى ايرانى جمشيد، داريوش و... نزد گروهى خوب و پسنديده است. اما عربها اين نامها را نمىپسندند؛ چنانكه نامهايى مانند خالد، مالك، شِمر، عُدَى، بكر، عمر، عثمان، معاويه، يزيد و...، نزد آنان مرسوم است. صاحبان اين نامها هم از جنبه خوبى و بدى با يكديگر متفاوتاند؛ برخى، انسانهاى شجاع و نيرومند، برخى ديگر ترسو و شمارى از آنان عالم و برخى ديگر جاهلاند.
ازاينرو، برگزيدن نامى كه يك فرد آن عالم و فرد ديگر آن جاهل است، به معناى دوست داشتن افراد جاهل يا تأييدكردن جهل نيست. نامگذارى به نام خلفا نيز چنين است. از اينرو، كسانى كه نام آنان را بر فرزندان خود نهادهاند، نه به انگيزه برخوردارى خلفا از اين نامها، بلكه به دليل رواج اين نامها ميان عربها بوده است. نامگذارى فرزندان اهلبيت نيز به همين دليل صورت پذيرفته است و هرگز بر پذيرش كارهاى خلفا و محبوبيت آنها دلالت نمىكند.
افزون بر اين، چنين نامگذارى از همكارى و مشاوره حضرت امير(ع) با خلفا يا بيعت وى با آنان - بر فرض تحقق آن - مهمتر نيست؛ پس نه اين همكارى و بيعت و نه آن نامگذارى بر تأييد خلافت دلالت نميكند؛ زيرا افزون بر اينها دلايل قوى ديگرى مانند حفظ اسلام و پرهيز از پديدآمدن اختلاف ميان مسلمانان وجود داشته است و هنگام تعارض دو دليل با يكديگر دليل قويتر را بايد برگزيد.