207رثاى وى گفت و گريست. «مغيره» مىگويد: «هنگامىكه عمر را به خاك سپردند، به خانه على(ع) آمدم تا از او درباره عمر چيزى بشنوم. على(ع) از خانه بيرون آمد در حالىكه غسل كرده و آب غسل را از سر و روى خود مىگرفت، فرمود: خدا ابن خطاب را رحمت كند». 1 دختر ابىخثيمه راست گفت: او خير خلافت را با خود برد و از شر آن نجات يافت. به خدا قسم اين گفتار مال او نيست، بلكه به او گفتهاند كه اينها را بگويد و مقصود از شر خلافت اوضاع ناگوار است كه در دوران عثمان پيدا شد.
د) «ابنشبه» از «عبدالله بنمالك» نقل ميكند كه ما با على(ع) از دفن عمر بازگشتيم و امامبه خانه رفت و غسل كرد؛ سپس از خانه بيرون آمد و اندكى سكوت كرد. سپس گفت: خدا به نوحهگر عمر خير دهد كه گفت:
«واعمراه! اقام الاود، واعمراه! ذهب نقي الثوب. قليل العيب». 2به خدا قسم او از اين جملهها خبر نداشت، بلكه به او آموختند كه چنين بگويد.
با توجه به سخنان بالا مىتوان گفت مرجع سخن (ضماير) در كلمات امامعلى(ع) مشخص نيست و بر پايه نقل طبرى و ابنشبه، اين جملهها ساخته و پرداخته رجال سياسى بوده است كه آنها به نوحهگر آموخته بودند تا درباره مرگ عمر چنين بگويد.