252
من الانبياء والاوصياء و لا نعرف جهة لعدم اتصافهم بالنبوة الا رعاية جلالة خاتم الانبياء... 1
ما قطعاً اقرار مىكنيم كه ائمه(عليهم السلام) پيامبر نيستند، اما جز پيامبر ما از ساير انبيا و اوصيا، اشرف و افضلاند و دليلى نمىبينيم كه ائمه متصف به نبوت نباشند جز آنكه جلالت و شأن خاتم الانبياء رعايت شود.
مرحوم مجلسى دو سطر قبل از اين گفتار مىفرمايد:
انّ الائمة نواب للرسول (ص)
لايبلغون الّا بالنيابة.
ائمه نايب و جانشين رسول خدا هستند و جز به عنوان نايب رسول خدا سخن نمىگويند [ادعاى وحى و امثال آن را درباره خود ندارند].
پس اينكه مىگوييد «خصوصيتهاى ويژه پيامبران از قبيل عصمت و رساندن از سوى خدا و معجزات...» موضوعيت ندارد؛ زيرا با رحلت رسول خدا(ص) وحى منقطع شد. علامه مجلسى، امامان را نايبان و جانشينان رسول خدا(ص) مىداند نه مستقل از رسول خدا(ص).
اما عصمت و اعجاز، با ختم نبوت منافاتى ندارد؛ زيرا در ختم نبوت، ختم احكام و امر و نهى و آيههاى خدا و فرستادگان آسمانى مدنظر است، نه پايان پاكى و عصمت و نه پايان اعجاز در برابر منكران و ملحدان.
بحثى در علم امامان
از تعابيرى كه فهم آن براى برخى دشوار و شايد ناممكن است سخن مرحوم علامه مجلسى است كه مىفرمايد:
«و لا نعرف جهة لعدم اتصافهم بالنبوة الا رعاية جلالة خاتم الانبياء» .
ارتباط نبوت با امامت، با عقيده به ختم نبوت چگونه سازگار است؟