72از اطلاقِ فرموده خداى متعال:
وَ مٰا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوىٰ* إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْيٌ يُوحىٰ (نجم: 3 و 4)
و هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد. آنچه مىگويد، چيزى جز وحى كه بر او القا شده، نيست.
استفاده مىشود كه خداوند سبحان همانگونه كه قرآن را بر پيامبر نازل كرده، تفسير و تبيين آيات را نيز بر آن حضرت نازل فرموده است. اين مطلب از برخى اخبار نيز استفاده مىشود؛ چنانكه در سنن دارمى به سندش، از «حسانبنثابت» نقل مىكند: «جبرئيل همانگونه كه قرآن را بر رسول خدا(ص) نازل مىكرد، پيوسته سنت را بر آن حضرت نازل مىكرد». 1
بنابراين مىتوانيم بگوييم همه آنچه را پيامبر(ص) از تفسير قرآن و شرح و بيان آن فرموده، تنزيل يا تأويل از ناحيه خداست؛ زيرا گاهى به بيان پيامبر(ص) در شرح آيات كه آن را از خدا دريافت كرده است، تأويل نيز گفته مىشود؛ چون تأويل قرآن، چنانكه اشاره كرديم، چيزى است كه كلام به آن بازمىگردد؛ خواه آنچه كلام بدان بازمىگردد، شرحى براى مقصود از وحى قرآنى باشد يا غير قرآن.
با توجه به مطالب گذشته، منظور واقعى از برخى روايات براى ما روشن مىشود؛ مانند روايت محمدبنفضيل از امام كاظم(ع) كه مىگويد: از آن حضرت درباره اين سخن خداوند عزوجل پرسيدم: «مىخواهند نور خدا را با دهانهايشان خاموش كنند». 2