66من به شخصيتهايى از مهاجران، از جمله عبدالرحمان بن عوف قرآن آموزش مىدادم؛ در همان زمان كه من در مِنا در منزل [خيمه] وى بودم و او در حضور عمربنخطاب در آخرين حجش بود كه... .
زيرا ما مىدانيم اسلامآوردن عبدالرحمان بن عوف، براساس گفته ابنهشام درباره مهاجران نخستين، در سال سوم بعثت اتفاق افتاد و آخرين حجى كه عمر بهجا آورد، در سال 23 بود و همان ماه در مدينه كشته شد. پس پىمىبريم كه مدت بين اين دو زمان، بيش از 32 سال است. بنابراين بزرگان مهاجر، امثال عبدالرحمان بن عوف، كودكان مكتبخانه نبودند كه ابنعباس تلاوت عبارات قرآن را به آنها بياموزد. بلكه تفسير قرآن را به آنان مىآموخته است». 1
اما در مقام رد اين اشكال از حديث ابنعباس كه گفت:
عمر بن خطاب براى ما خطبه خواند و گفت: كنّا نقرأ [ما آيه رجم را اينگونه مىخوانديم]: «هرگاه پيرمرد و پيرزن زنا كنند، به جهت عملى كه از روى شهوت انجام دادهاند حتماً آن دو را سنگسار كنيد». ابوجعفر نحّاس، از بزرگان اهل سنت، (متوفاى 338ه .ق) مىگويد: «سند اين حديث صحيح است. ولى حكم آن، حكم قرآنى نيست كه گروهى آن را از گروهى ديگر نقل كردهاند. اما سنتى ثابت است... گاهى انسان براى غير قرآن مىگويد: كنت أقرأ... . 2