154سوى خير كشيده مىشود و شر را دفع مى كند. طبيعت معصوم، طبيعت ملائكه است كه خداوند درباره آنها مى فرمايد: «هر چه خدا بگويد نافرمانى نمىكنند و همان مىكنند كه به آن مأمور شدهاند» (تحريم: 6) نه طبيعت انسان كه اگر شهوتش از بين برود، انسان بودنش از بين رفته است. 1
شايد بتوان در تبيين عقيده اى كه امكان عصمت را به چالش مى كشد، چنين گفت:
اگر عصمت امكان داشته باشد، بايد يكى از فروض زير را درباره انسان معصوم بپذيريم:
1. قواى غضب و شهوت در چنين انسانى وجود ندارد!
2. قواى غضب و شهوت را داراست، ولى يك عامل خارجى اين قوا را بى اثر كرده است!
پذيرش هر يك از دو صورت مزبور موجب خواهد شد كه عصمت، فضيلت و كمال محسوب نشود. درحالىكه معتقدان به عصمت، آن را فضيلت و كمال و امرى ارادى و اختيارى مى دانند.
پاسخ
در انسان معصوم، هم قواى غضب و شهوت وجود دارد و هم اين قوا بى اثر نشده اند. امور زير، امكان عصمت 2 را بهتر روشن مى سازد:
1. هيچ ملازمه اى بين قواى نفسانى (غضب و شهوت) و ارتكاب گناه وجود ندارد. اشتباه كسانى كه امكان عصمت را انكار مى كنند در اين