155است كه وجود اين قوا را ملازم با ارتكاب گناه پنداشته اند. درحالىكه وجود چنين قوايى در انسان به اين معنا نيست كه بايد مرتكب گناه شود، بلكه با وجود اين قوا، زمينه و بستر براى ارتكاب گناه وجود دارد. اما به چه دليل، ارتكاب گناه در انسانى كه از قواى غضب و شهوت برخوردار شده، امرى حتمى و ضرورى است؟!
2. همچنانكه انسان از قواى غضب و شهوت برخوردار است، ابزارهاى متعددى براى اخلاقى زيستن و كنترل قواى نفسانى دارد كه مى توان قوه عقل، اراده و اختيار، هدايت تكوينى و فطرى، هدايت تشريعى از طريق ارسال پيامبران و فرستادن كتابها را از اين ابزار برشمرد. آيا با وجود چنين ابزارهايى، انتخاب نكردن راه گناه و كنترل شرعى قواى شهوت و غضب، براى انسان وجود ندارد؟!
علامه جوادى آملى مى گويد: «گوهر انسان و نفس ناطقه او به گونهاى آفريده شده است كه آن را ياراى عروج به قوه شامخ عصمت است». 1
3. اينگونه نيست كه ارضاى قواى غضب و شهوت فقط از طريق ارتكاب گناه باشد؛ زيرا راههاى پذيرفته شده اى در شرع براى ارضاى اين قوا و كنترل آنها عرضه شده است. بنابراين رسيدن به درجه عصمت به معناى از بين رفتن شهوت و تبديل طبيعت انسانى به طبيعتى ديگر نيست، بلكه نتيجه كنترل قواى نفسانى است.
4. ما انسانهاى معمولى، دست كم نسبت به برخى از گناهان عصمت داريم و در هيچ شرايطى به انجام دادن آنها حاضر نمى شويم. معناى اين