236انگشترها كه در دست داريم سياه سياه شده است. مثل آنكه توى آب داغ فرو ببرى. كرايه منزل نجف، بيش يك قمرى و نيم كربلا است كه دوازده پول ما باشد.
روز چهارشنبه چهاردهم [ربيع الاول] در نجف اشرف بوديم. علىالصباح جناب حاجى عبدالباقى و جناب حاجى محمدصادق خويششان كه مصاحب راه مكه ما بودند از مشهد مقدس تا نجف اشرف، و آقاميرزا محمدرضا شاگردشان و حاجى محمد هاشم تاجر آمدند منزل ما. بعد از صرف چاى رفتند، و حقير غسل زيارت كرده، مشرف شدم. جاى همه دوستان خالى. بعد مراجعت كرده به منزل. ميرزا رضا آمد و سه دانه هندوانه خريده بود به يك قران و چهار پول. خورديم و من [278] خوابيدم، و او رفت منزل حاجى عبود به جهت قرض كردن صد تومان براى تتمه حساب جاسم. خدا به حق محمد و آل محمد - عليهم السلام - كه به زودى اين عاصى روسياه را از هول اين قرض كه در راه خودش بود، مستخلص فرمايد. يا مَن هُوَ بمن رجاه كريم.
روز پنجشنبه پانزدهم [ربيع الاول] در نجف اشرف مشرّف بوديم. صبح جاسم آمد به جهت تتمه حسابش. لباس سربازى پوشيده بود و سرباز شده بود. خدا از شر او ما را ايمن فرمايد. بعد از رفتن او غسل زيارت كرده، مشرّف شدم، و بعد از فراغ از زيارت آمدم سر قبر مرحوم علامه [حلى] كه طرف دست راست در قبله رواق مطهر وقت دخول در ايوان طلا نرسيده به مناره طلا واقع است، و فاتحهاى خواندم. بعد رفتم سر قبر مرحوم [مقدس] اردبيلى كه در همان ايوان طرف دست چپ در رواق نرسيده، به مناره طلا واقع است، و فاتحه خواندم. بعد رفتم از طرف در طوسى، سر قبر مرحوم شيخ طوسى و آن در خانه خودش مىباشد كه الان مسجد شده است، و آن را مسجد بحرالعلوم مىگويند، و بحرالعلوم خودش هم در آنجا مدفون است، و مقبرهاش متصل به در مسجد است، و قبر مرحوم طوسى قبر بلندى است در توى صفه مسجد و اقع است، و مىگويند اين بحرالعلوم اول است كه آقا سيدمهدى جد يا پدر بحرالعلوم ثانى آقاسيد على كه در كربلا مدفون است، باشد.
بعد مراجعت كرديم، رسيديم به درب دكان پسر مرحوم محمد هادى نايينى كه علافى مىكند. پسر خوبى است. فردا شب از ما وعده خواهى كرده. بعد آمديم منزل. بسيار هوا گرم است. مىگويند سالهاست كه نجف به اين گرمى نشده. شخصى از زوّار