237كه همخانه است با ما و امروز از مسجد كوفه آمده بود، ذكر كرد كه زنى از مسجد كوفه ديروز رفت به مسجد سهله، در مراجعت از شدّت گرمى هوا و باد گرم هلاك شد كه او را به خاك سپردند و ما آمديم. خدا رحم كند.
روز جمعه شانزدهم [ربيع الاول] در نجف بوديم. هوا امروز تخفيف پيدا كرد. اول شب باد گرمى مىآمد، آخر شب خوب شد، و تا حال كه سه به غروب داريم، خوب است. امروز بعد از مراجعت از حرم محترم، رفتم به مدرسه مرحوم صدر سر قبر مرحوم ابراهيمخان و شكرالله خان. فاتحه خواندم و مراجعت به منزل كردم.
روز شنبه هفدهم [ربيع الاول] كه روز عيد مولود نبى - صلىالله عليه و آله - است، در نجف اشرف مشرف بوديم. جاى همه [280] دوستان خالى. روز زيارت مخصوصه حضرت امير - عليهالسّلام - است كه حضرت صادق - عليهالسّلام - آن جناب را در اين روز به آن زيارت كه در كتب علماى مأثور است زيارت فرمودند، و تعليم محمد بن مسلم ثقفى فرمودند.
ديشب منزل محمدحسن پسر مرحوم محمد هادى نايينى بوديم. شام خوبى طبخ كرده بود. صبح به اتفاق او رفتيم در وادى السلام زيارت هود و صالح - عليهماالسّلام - را كه دو جار حضرت اميرند - عليهالسّلام - چنانكه آدم و نوح - عليهماالسّلام - دو ضجيع آن بزرگوارند، كرديم و فاتحه براى همه اهل قبور به خصوص مرحوم جد خود آقا سيد مؤمن و مرحوم دايى ميرزا ابوالحسن و مرحوم ملاحسن خواندم، و بعد مراجعت به منزل كرده، غسل زيارت كرديم، و مشرف شديم، و آن حضرت - صلوات الله عليه و آله - را به آن زيارت مخصوصه الحمدلله و له المنّه زيارت كرديم، و مراجعت به منزل كردم.
امروز، عصر خيال دارم كه اگر خدا بخواهد بروم منزل جناب حاجى عبدالباقى تاجر كه ببينم وجهى كه بنا بود براى جاسم حملهدار قرض كنند، قرض كردهاند يا خير. خدا به حق حضرت امير - عليهالسّلام - ما را به زودى از اين غصه نجات دهد. امروز هم هوا الحمدلله پر بد نبود.
روز يكشنبه هجدهم [ربيع الاول] در نجف اشرف مشرف بوديم. علىالصباح جاسم آمد به جهت تتمه طلبش كه صد و هفت تومان باشد. همين مبلغ را به توسط جناب حاجى عبدالباقى - سلّمهالله - از حاجى محمد رضاى تاجر شوشترى قرض