206كرديم و نماز را در راه كرديم و تخميناً دو سه ساعت به ظهر مانده رسيديم به منزل. از قرار مذكور چهار پنج فرسخ راه بود، و راه خيلى صاف و بىپستى و بلندى بود، و مثل راههاى پيش ريگزار بود؛ بعضى جاها ماسه بود. به فاصله چند قدم بتهها و دستههاى علف خشك بود كه شترها به خوردن آن زياد مايل بودند. خدا براى اين حيوانهاى زبان بسته مخصوصاً خلق فرموده؛ چون مىدانسته كه در اين راهها آذوقه ديگر گير آنها نمىآيد. منزل هم بيابان ريگزارى است. ما چادر در رودخانه وسيعى زدهايم. اين رودخانه را هر جايش را كه به قدر نيم زرع مىكَنند، آب بسيار زلال گوارى صاف خوبى از آن بيرون مىآيد كه در عالم، كم نظيردارد. همه مىگويند از اين آب بهتر در اين سمتها نيست. تا وارد شديم چند موضع را بعضى به قدر نيم زرع حفر كردند، آب بسيار خوبى رو آمد. همه حاجىها متصل آب برداشتند و همه شترها را آب دادند و هيچ از آنها كم نشد، بلكه بسيارى خود را و رختهاى خود را شستند. ما عجالتاً پاى دو سه گودال آن منزل داريم. بعضى در چادر خودشان حفر گودال كردهاند. پايين اين رودخانه به فاصله نيم فرسخى، گفتند قلعهاى است و سكنه دارد و نخل خرما دارد و اينجا را گفتند حليفه مىنامند.
روز پنجشنبه بيست و ششم [محرم] در همان منزل حليفه متوقف بوديم. نمىدانم چه شده بود كه لنگ كردند. منزل خوبى بود. از قرار مذكور و معلوم هر جاى اين دشت را تا قريب به كوه بكنى، به قدر كمى آب زلال فراوانى بيرون مىآيد. عكامها مىگفتند سالهاى ديگر كه بارش آمده بود اينجا همينقدر كه ميخ چادرها را مىكوبيديم از جاى آن آب بيرون مىآمد و امسال بارندگى چندانى اينجا نشده. در اين رودخانه سنگها كه براى سنگپا خوب است، بسيار پيدا مىشود. چند تاش را به جهت نمونه و يادگارى با خود برداشتيم. پيراهن و زير جامه خود را به دست خود، اينجا شستيم و غسل جمعه را مقدماً از باب احتياط كه مبادا فردا [228] آب گير نيايد و كم باشد، كرديم. از قرارى كه مىگويند فردا مطلقاًً آب نيست.
ديشب هواى بسيار خوبى داشت. اينجا نهايت روح و طراوت را داشت. هواى به اين خوبى در عجم يا نديده بوديم يا كم ديده بوديم. امروز هم هواى خوبى بود. از صبح تا حال كه تخميناً دو به غروب داريم، متصل باد خوبى مىآيد. طبخ شب را بعد