205مطالبه حق الاخوه مىكردند. هركس واسطه قويى داشت، خلاصى يافت و هر كس نداشت گرفتار است تا بدهد، و از آنكه شتر داشت كه با ديگرى شراكت داشت، ده ليره مطالبه مىكردند، و اغلبى را از قرار مذكور گرفتند و از قرار مذكور چهارصد نفر گرفتار شدهاند، و اين منزل را از قرارىكه بعضى گفتند، نخيله مىنامند.
روز دوشنبه بيست وسيوم [محرم]، قريب به طلوع فجر كوچ كرديم از نخيله. و تخميناً هفت هشت فرسخ رفتيم تا آنكه نيم ساعت به ظهر مانده رسيديم به منزل. منزل بيابانى بود ريگزار قريب به كوه. از هر طرف كوه داشت. خيلى نزديك، مگر يك طرف كه دور بود. ابتداى راه سنگلاخ زياد بود، بعد ديگر بيابان ريگزار صاف بود؛ اما از طرفين نزديك به جاده، كوه بسيار بود. در اثناى راه درخت مغيلان بسيار بزرگ و نخل ابوجهل بسيار قوى بلند، بسيار ديده مىشد. نزديك منزل به چندين چاه آب گذشتيم. از آن جمله قريب يك فرسخ مانده، چاه بزرگى بود. گفتند آب شيرين دارد. بعضى از مردم حاضر بودند، سرش آب مىكشيدند؛ اما در خود منزل آب خوبى نداشت و فىالجمله تلخى داشت. براى ريختن خوب بود. در دامنه كوه، گله گوسفندى مىچرانيدند. نفهميدم از كجا آوردهاند.
روز سهشنبه بيست و چهارم [محرم] قريب به طلوع فجر كوچ كرديم و نماز صبح را در راه كرديم. راه، بسيار راه خوبى بود. بيابان صاف [226] ريگزارى بود. ديگر پستى و بلندى و كوه و تلى نداشت. دور از جاده، كوه در دو طرف بود. درخت خار مغيلان هم ديده نشد، مگر بعضى كُندههاى عظيمى خشك كه از آنها مانده بود. تخميناً نه فرسخ يا ده فرسخ راه بود. تخميناً پنج به غروب مانده رسيديم به منزل. منزل بيابان لرد صاف ريگزارى بود كه نه آب داشت ونه آبادى. از منزل پيش يك مشك نيم پرآب تلخ به جهت ريختن داشتيم و يك ته مشك آب شيرين گلآلود از منزل پيش از آن منزل. كفايت از كار امشب و فردا تا به آب برسيم نمىكند. آفتاب و هوا زياد گرم بود، اما بيشتر اوقات نسيم خوبى مىآمد كه اگر نمىآمد بسيار بسيار مشكل بود زندگى كردن؛ اما ديشب هوا خيلى خنك بود، بىروانداز نمىشد بخوابى.
حليفه
روز چهارشنبه بيست و پنجم[محرم] تخميناً يك ساعت به صبح مانده كوچ