204خوردند و بعضى برداشتند. آب گلآلود گرمى بود. هوا امروز بهتر از ديروز بود الحمدلله.
روز شنبه بيست و يكم [محرم]، اول طلوع فجر يا خوردهاى مانده به فجر، بار كرديم. بنابر آنچه مىگويند هشت فرسخ راه آمديم. اول ظهر يا خوردهاى به ظهر [224] مانده رسيديم به زمينى كه خاكش ماسه قرمر رنگى بود. در دامنه كوهىكه آن هم قرمزرنگ بود، در دامنه كوهى كه آن هم قرمز رنگ بود، و بسيار سست بود كه از آب بارش بسيارش رفته بود، منزل كرديم. اينجا غديرها و چاههاى آب بارش هست. همه حجاج از اين آب براى اينجا و براى راه و منزل فردا برمىدارند. مىگويند منزل فردا آب ندارد. معلوم شد كه اين دروغ است و آب دارد و آبش هم شيرين است. و چون خاكش قرمز است اين منزل را شقره مىگويند. چون اشقر در لغت عرب به معنى چيز قرمز است. وادى و رود غريب عميق عريضى، خرده نرسيده به اينجا هست كه حال آب ندارد. هر وقت بارش زياد آيد، لامحاله آن را آب فرو مىگيرد. راه امروز بيشتر ريگزار و صاف بود. كم كوه و سنگلاخ داشت. جاسم نقل مىكرد كه اينجاها در كوهها خط كوفى بر روى سنگها ديده، از آن جمله اسم پيغمبر - صلىالله عليه و آله - و بعضى كلمات ديگر بر روى سنگ بزرگى ديده، و العلم عندالله.
شترها خيلى خيلى تند مىروند. از قرار مذكور يك ساعت يك فرسخ و نيم بلكه متجاوز مىروند. در اينجا پاى گودالهاى آب، چند تا درخت است كه آن را نخل ابوجهل مىگويند. بارَش، چيزهاى بسيار سختى است كه با تيشه مىشكنى، مغز گرد بسيار سختى دارد كه آنرا ته مته نجارى نصب مىكنند.
منزل نخيله و مطالبه اخوه از حجاج
روز يكشنبه بيست و دويم[محرم]، بعد از نماز صبح كوچ كرديم. تخميناً شش، هفت فرسخ راه آمديم. نيم ساعت به ظهر مانده پايين آمديم در بيابانى كه آب تلخ و آب شيرين هر دو در آن بود. امروز راه سنگلاخ و كوه داشت، اما بيشتر ريگزار و صاف بود. امروز وقت ورود آدمهاى امير، پيادهها و حجّهفروشهاى غيرمعروف و هر كه از خود، شتر خريده بود، گرفتند، و آنها را زدند و نگاه داشتند كه چرا از حمل حملهدارها تخلّف كردهاند، و خودسرند و اخوه نمىدهند، و از هر يك پنج ليره