191خيار خريد به دو قروش. آمديم منزل خيارها را با قدرى دوغ كه روز پيش خريده بود به قيمت گزاف، صرف نموديم. گوسفند را دانه يك مجيدى يا خوردهاى كمتر يا بيشتر خريديم. براى حلق رأس يك قرشه داديم. گفتند: امسال خيلى خوب است. سالهاى ديگر يك مجيدى مىگرفتند. آب را دو مشك خريديم به دو قروش. الحمدلله احوالم بهتر است. از ديروز، ديشب، مصرى و شامى و شريف هر يك جدا جدا چراغان خوبى و آتش بازى بسيار خوبى كردند. اينجا بتههاى سنا بسيار است. الان در پهلوى چادر ما چند بته هست و برگهاى بسيار درشتى دارد.
روز چهارشنبه دوازدهم [ذى حجه] در منى بوديم. شب بسيار خنك خوبى داشت. قدرى تمر هندى خيسانيده، سرشب، و صاف كرده، آخر شب خوردم. به جهت تليين مزاج بد نبود. فايده كرد. على الصباح بعد از فراغت از ادعيه و صرف چاى رفتيم به جهت رمى جمرات ثلاث. الحمدلله هر سه جمره را با آداب و ادعيه رمى نموده مراجعت نموديم. [204] ظهر يا خوردهاى به ظهر مانده، غسل به جهت دخول در مكه در چادر كرديم، بعد از آن كوچ كرديم براى مكه.
بازگشت از منى به مكه
تخميناً دو ساعت يا زيادتر از ظهر گذشته رسيديم به منزل. در اثناى راه چند قطعه باغ ديديم مشتمل بر درخت و نخل بسيار و زمينهاى سبز و خرّم كه آب دستى به آنها مىدادند و تازگى دارد نخل و درخت در مكه كه وادى غير ذى زرع [است]. گويا اين آبها تماماً آب نهر زبيده باشد. نهر تازهاى نشنيدم احداث شده باشد الا نهرى كه تازه شريف مىخواهد در آورد. ابتدايى كه وارد شديم، ديديم نرسيده به مكه، و داخل مكه مشغولند. حفر مىكنند و زمين كوه است مىشكنند، و بيرون مىريزند.
خلاصه بعد از ورود به منزل، نماز ظهر و عصر را كرديم. ميرزا رضا رفت يكدانه هندوانه گرفت به شش قروش آورد. خورديم و رفتيم به زيارت بيتالله. چون روز عيد حالم خوب نبود نتوانستم بيايم به مكه. لهذا روز دوازدهم چون رخصت هست، رفتيم طواف حج تمتع را با ادعيه مأثوره به جا آورديم، و نماز طواف در خلف مقام ابراهيم - عليهالسّلام - كرديم. بعد با نهايت اشكال از كثرت اجتماع ناس و شُلُقى [ \ شلوغى] و ناپاكى راه صفا و مروه، سعى ما بين صفا و مروه الحمدلله با ادعيه به جا