192آورديم. بعد از آن طواف نساء و نماز آن را به جا آورديم و از همه آنچه بر محرم حرام است، محل شديم و الحمدلله از كليه مناسك و اعمال حج فارغ شديم. الحمدلله، ثم الحمدلله، ثم الحمدلله على تلك النعمۀ العظمى و المنّۀ الكبرى.
نماز مغرب و عشا را در حجر اسماعيل - عليهالسّلام - گذارديم. بعد مراجعت به منزل كرديم، اما كالميّت من افتادم و كانّه از هوش رفتم.
ساعت دو و سه از شب گذشته ميرزا رضا چاى درست كرده بود، مرا صدا كرد. به زحمت هرچه تمامتر برخاستم و نصف پياله چاى با نصف نان چايى خوردم. بعد رفتيم بالاى بام افتادم كالميت تا صبح.
روز پنجشنبه سينزدهم [ذى حجه] در مكه همهاش را در منزل بوديم. از كسالت ديروز به مسجد هم مشرف نشديم.
روز جمعه چهاردهم [ذى حجه] در مكه بوديم. ديشب بسيار شب خنكى بود كه ما نرفتيم بالاى بام و در صحن خوابيديم و عبايى هم رو انداختيم. قريب دو ساعت به صبح مانده مشرف شديم به مسجد. سه طواف كردم: يكى براى شيخ مرحوم و يكى براى سيد مرحوم و يكى براى مرحوم آقا 1 - اعلى الله مقامهم - الحمدلله و له المن علينا. نمازها را تماماً در حجر اسماعيل - عليهالسّلام - كردم. قدرى از آفتاب برآمده مراجعت به منزل كردم. ديگر جايى نرفته از گرمى هوا؛ اما عصرى گاهى باد مىآيد.
روز شنبه پانزدهم [ذىحجه] در مكه بوديم. ديشب هم شب بسيار خنكى [206] بود. امروز هم الحمدلله بسيار خوب روزى بود. از صبح تا حال كه قريب به غروب است باد شمال خوبى مىآيد. از گرما ابداً متأذّى نشديم. ديشب را تب و نوبه خفيفى كردم. هيچ نخوردم. بسيار بد حالت بودم؛ اما آخر شب الحمدلله عرق كاملى كردم. حالم خيلى خوب شد، اول طلوع فجر مشرف شديم به زيارت بيتالله. نمازها را در حجر حضرت اسماعيل - عليهالسّلام - كردم. بعد از طلوع آفتاب كه تخفيفى در جمعيت پيدا شد، مشغول به طواف شدم. دو طواف به جا آورده: يكى براى بندگان آقا 2 - مدّ ظله العالى - يكى براى جميع اهل و عيال و رفقا. بعد از بيرون آمدن از مسجد مبتلى به وجود ناصبى از اهل اصفهان شدم، به گمان آنكه آدم است، سلام