165همه بر روى كوه است. كوچههاش غالب سرازيرى و سرابالايى است، و مىگويند دريا از ميانش مىگذرد؛ يعنى بعضى از دريا و باقى در اطرافش واقع است كه كانّه در ميان دريا واقع است. اينها بنابر آن چيزى هست كه از بعضى استماع شده، و العلم عندلله.
امروز كه روز دوشنبه پنجم [ذى قعده] است، در اسلامبول هستيم. امروز هنوز جايى نرفتهام. حاجى على بابا وعده كرده بيايد برويم بيرونها. تا حال نيامده روز بدى نبود. گاهى آفتاب بود، گاهى ابر. بيشتر آفتاب بود. گرم هم بود. براى بيرون رفتن بد نبود. ديروز عصر آمد كه برويم بيرون كه تا لب دريا كه رفتيم بنا كرد خرده خرده، بارش آمدن. مىخواستيم بر طراده بنشينيم يا از جسر بگذريم برويم آن سمت كه مقر سلطنت است. ترسيديم بارش شدت كند. برگشتيم.
مىگويند اينجايى كه ما منزل داريم تا آنجا كه سلطان است، يك فرسخ و نيم مسافت دارد. اين شهر به اين عظيمى و پرنعمتى، همه چيز در او پيدا مىشود، مگر والله علم و دين، بلكه تمام اين شهرها كه ديديم و آنها كه نديدهايم كه از قبيل اينهاست، نه علم در آنها يافت مىشود نه دين. اگر كسى طالب دنيا باشد، بايد اينجاها پيدا كند، و اگر طالب علم و دين است، بايد به موضع آن رود، و او كم است كم.
خيار سبز امروز در اينجا ديده شد. كاهوى فرنگى كه [160] فراوان است، اما نه به آن فراوانى كه بايد باشد. خيار معلوم مىشود بيش از اين هم آمده به بازار، ولى ميرزا رضا امروز در بازار متعدد ديده بود، گفت مىگويند: دانهاى دو قروش و نيم است. تنباكوى اصفهانى را گفت پرسيدم چند مىدهند؟ گفتند: حقهاى سى و شش قروش كه يك من شاه، هفت تومان و نيم مىشود.
حركت به اسكندريه
امروز كه روز سهشنبه ششم [ذى قعده] است، صبح دو از روز برآمده تخميناً آمديم لب دريا، به جهت نشستن به كشتى روسى، براى رفتن به اسكندريه. كشتى را تا اسكندريه كرايه كردهاند، هر نفرى به دو ليره كه هر ليره در اسلامبول چهار تومان و سه هزار ما باشد يعنى. اطاق وسيعى درخن كشتى اجاره كرده، حاجى جاسم براى ما و جمعى ديگر از اهل سبزوار و غيرهم. كرايه آنجا هر نفرى دوليره است، اما در