136
كفرستان غريبى است
اما اهلش همه جورى هستند. سُنّى دارد، بابى زياد دارد. اثنىعشرى دارد. روسى كه جاى خود، همه هم مخلوط به هم هستند. ابداً پرهيز و اجتنابى از هم ندارند. زنهاى روس بىحفاظ و بىپرهيز، مثل مردها با مردها، مخلوطاند. مقدم بر شوهرهاى خود غالباً راه مىروند، و حاكم و مطاع آنها هستند. بيع و شراء بيشتر با آنهاست. هر كدام كه بيرون مىآيند، سگى هم همراه دارند. با سگها دست در بغلند. اگر زنى طالب مردى شد، او را با خود مىبرند، و شوهر نمىتواند حرفى بزند، بلكه اگر در اطاق، پهلوى زنش خوابيده باشد، تو نمىرود و متعرّض نمىتواند بشود. زاكانشان اين است. ابداً منعى و قبحى ندارد. مرد با زن با هم به حمام مىروند. كفرستان غريبى است.
نعمت هم از هر جهت بر آنها تمام است. همه اسباب راحت و آسايش از هر جهت براى آنها فراهم است. مثلا نانشان آرد هشترخان 1 است كه در عالم آرد از اين بهتر نمىشود، اما همه چيزشان گران است و پول هم فراوان است. گارى و درشكه متصل لاينقطع از صبح تا شام و از شام تا صبح، در همه خيابانها در رفت و آمد است. از صداى درشكه نمىشود خواب كرد. اسبهاى آهنى و چوبى هم بسيار است. ديدم يكى را كه سوار بود، بر يكى از آنها گويا از آهن يا فولاد بود، پاش را حركت تندى داد، دفعتاً از نظر غايب شد. تفاصيلش زياد است. ثمرى در ذكرش نيست جز تضييع كاغذ.
روى هم رفته باز بلاد خودمان از هر جهت به نظر من از تمام اين بلاد كفر با اين منقحى كه دارد، بهتر است. هرجا ايمان انسان و عبادت و طهارت انسان محفوظ باشد يك روزش مىآرزد به صد [118] هزار روز كه در اين جور جاها باشد.
روز يكشنبه سيزدهم [شوال] را در عشقآباد لنگ كرديم. شب دوشنبه نزديك به صبح خورده خورده بنا كرد برف آمدن. صبح دو ساعت از روز برآمده حركت كرديم.
حركت از عشق آباد با ماشين [قطار]
روز دوشنبه، چهاردهم [شوال] دو، بلكه متجاوز، از روز بر آمده، بنه و اسبابمان را