140سيراب مىكردى. اكنون كه پيامبر در ميان ما نيست، به عمويش عباس متوسّل مىشويم. خداوندا! باران رحمتت را بر ما فرو فرست و سيرابمان كن.» 1
از اين روايت مىتوان استفاده كرد كه شيوه و سيرۀ مسلمانان بر اين بوده است كه هنگام دعا و تضرّع در پيشگاه خدا، به كسى كه آبرومند درگاهش مىدانستند، متوسل مىشدند چنانكه خليفۀ دوم، در دعاى باران گفت:
«پيامبر را واسطه قرار مىداديم» و چنانكه مردم مسلمان به جناب عمر، كه او را آبرومند درگاه خدا مىدانستند متوسّل مىشدند و چنانكه خود عمر نيز به عباس عموى پيامبر بهخاطر نسبتى كه با پيامبر داشت و در نزد خدا محترم بود، متوسل شد و خداوند به آبروى او، دعايش را مستجاب كرد. لذا عباس بن عتبةبن ابو لهب افتخار مىكرد و مىگفت:
بِعمّي سَقى اللّٰهُ الحِجازَ و أهلَهُ
عشيّةً يَستَسقى بشيبَتِهِ عُمَرُ
«به آبروى عمويم بود كه خداوند سرزمين حجازو مردم آنرا سيراب كرد. آنگاه كه عمر براى طلب باران به او متوسل شد.» 2 . در روايت صحيح آمده است كه عبداللّٰه بن عمر در زمان رسولاللّٰه، هنگام دعاى باران، متوسل به شعر شاعر