57شناختها و اتّفاقات آنها در زمينۀ « نظم و بيان » در سخن كه در نزد عرب و غير عرب مورد اجماع و اتّفاق است، حقايقى بود كه عرب بدانها اطمينان يافت. پس اقرار و اعتراف جوامع عربى نسبت به قرآن از جهت « نظم و بيان » كه كلام « رَبِّ الْعٰالَمِينَ » است، دليل طبيعى و عقلى و زمينه و موقعيّت منطقى و روشنى را موجب مىگردد كه ايشان را بهطور قهرى به اعتراف نسبت به كلّ آنچه را كه در اين كتاب وارد شده است، بخواند...
امّا عكس قضيّه صادق نيست، يعنى صحت آنچه را كه در قرآن آمده است زمينه و برهانى را موجب نخواهد شد تا از عرب خواسته شود به منافات و تباين قرآن با نظم و بيان بشرى، اقرار نمايد؟...
و به عقيدۀ من اين مسئلهاى است در نهايت وضوح و روشنى...
ويژگىهاى اعجاز قرآن
همانطور كه دريافتيم از اين ناحيه و نظر 1 از عرب مطالبۀ اقرار و تسليم (در برابر حق، توحيد و نبوّت) مىشود، و نيز از همين وجهه است كه امّت عرب در سخنانى كه از زبان مردى جوشيده از ميان خودش مىشنود گرفتار تحيّر و سرگردانى مىگردد، چون از يك طرف در مىيابد كه اين سخن از جنس كلام ايشان است، زيرا به زبان خود آنها، زبان عربى آشكار 2 فرو فرستاده شده... و از طرف ديگر آن را مباين با كلام خويش مىبيند!.. چه كند؟ متحيّر است كه دربارۀ اين كلام چه بگويد؟ و از روى تحيّر و اضطرابِ نشأت گرفتۀ از طغيان و كينهتوزى و نهايت خصومت، نمىداند به محمّد(ص) آورندۀ اين كلام چه نسبتى بدهد؟
به اين داستان مشهور توجّه كنيد:
گروهى از قريش و در رأس آنان «وليد بن مغيرۀ» در توطئهاى كه در نظر داشتند آن را در موسم حج به اجرا درآورند، متحيّر بودند چه كنند و چه بگويند؟ توطئۀ آنها اين بود كه اين بار همگى با قول واحد و بدون اختلاف و پراكندگى به آورنده و