116
استنباط معيارى اصيل از قرآن، از ديدگاه «پديده شناسى»:
... اين دو مفهوم 1 براى اعجاز، صفات معيّن و ويژگىهاى مشخّصى را بر آن مىافزايد:
اوّلاً - اعجاز به عنوان برهان بايد در سطح ادراك همگان باشد، چون در غير اين صورت فايدهاى كه برآن بايد مرتّب باشد از دست خواهد داد، زيرا هيچگونه ارزش منطقى براى برهانى كه مافوق ادراك خصم باشد، متصوّر نيست و احياناً از روى حسن نيّت آن را انكار مىكند...
ثانياً - از اين جهت كه اعجاز وسيلهاى است براى تبليغ دين، بايد مافوق طاقت و توان همگان باشد...
ثالثاً - از حيث زمان، تأثير اعجاز بايد درآن محدودۀ زمانى قرار گيرد كه تبليغ دين به آن نيازمند است.
صفات و خصائص سه گانۀ فوق نوع ارتباط اعجاز با دين را مشخّص مىسازد، ارتباطى كه بنابر اختلاف ضرورتهاى تبليغ نسبت به آئينى تا آئين ديگر (همانطور كه بهزودى بيان خواهيم نمود)، گوناگون خواهد بود...
(آنچه را كه بيان نموديم) مقياس عامّى است كه بر مفهوم « اعجاز » در همۀ ظروف و زمينههاى احتمالى نسبت به اديان آسمانى، تطبيق مىكند.
پس اگر آن را مثلاً در محدودۀ رسالت موسى(ع) مورد مقايسه قرار دهيم، خواهيم يافت كه خداوند متعال براى اين رسول دو معجزۀ « يد بيضاء » و « عصا » را برگزيد 2، و آنگاه كه ما در ماهيّت اين دو معجزه تأمّل مىكنيم آنها را از سنخ « برهان » حضرت موسى(ع) مىيابيم كه پروردگار به وسيلۀ آن دو، پيامبر خويش را در ابلاغ رسالتش يارى نمود.
معجزات « يد بيضاء » و « عصا » به سه خصيصۀ زير متّصف مىباشند:
1- اين دو معجزه در سطح علم فرعون و فرعونيان نبود، بلكه در سطح علم و