115آن را به پيامبر اكرم(ص) تقديم داشته است تا آن حضرت در مبارزۀ خويش با مشركين آن را استخدام نموده و بهكار برد...، بايد در محتواى منطقى آيۀ مزبور از دو ناحيه تأمّل كنيم:
اوّلاً - آيۀ شريفه در برگيرندۀ اشارۀ پنهان و كمرنگى است از اين واقعيّت كه:
تكرار چيزى در ظروف و زمينههاى معيّن دلالت بر صحّت آن چيز دارد، به عبارت ديگر: سوابق آن « واقعيّت » در يك سلسلۀ مشخّص و مرزبندى شده، « حقيقت » آن را مورد تأييد و تأكيد قرار مىدهد، چونان « فنومن » يا « پديده »، بدان مفهوم كه تعريف علمى واژۀ « پديده » را مىنماياند:
« پديده، عبارت است از رويداد و حادثهاى كه در ظروف مشخّص تكرار مىگردد و جريانات معيّن و يكسانى را نتيجه مىدهد »...
ثانياً- آيۀ شريفه در مدلول خود حامل ارتباط روشن و واضحى است ميان « رسولان » و « رسالتها » در پهنۀ تاريخ و در خلال عصرها و زمانها... و اينكه « دعوت محمّدى (ص)» و بعثت پيامبر اسلام در پيشگاه عقل همان وضعى را داراست كه همۀ رسالتهاى آسمانى...، بدين مفهوم و بيان كه:
1- تحقيق پيرامون « رسالت محمّدى (ص) » در پرتو رسالتهاى آسمانى گذشته، پژوهشى راستين و صحيح مىباشد...
2- همانطور كه بررسى دربارۀ رسالتهاى پيشين در پرتو « رسالت محمّدى (ص) » تحقيقى درست و راستين است، بنابر قاعدۀ (عقلى و منطقى):
« حكم عام منطبق است بر حكم خاص بر اساس قياس، و حكم خاص منطبق بر عام است بر اساس استنباط ». ما اينك در پرتو منطق اين آيۀ شريفه، در مفهوم اعجاز تجديد نظر مىنماييم: و حاصل سخن در زمينۀ اين تجديد نظر آنكه:
اگر ما اشيا و فنومنها را در محدودۀ حادثه متكرّر يا « پديده » اعتبار كنيم؛ مفهوم اعجاز بدين قرار خواهد بود:
1- نسبت به شخص رسول اكرم(ص): اعجاز عبارت است از برهان ويژهاى كه آن حضرت به دشمنان خويش ارائه نموده تا بدين وسيله ايشان را عاجز و ناتوان سازد.
2- نسبت به دين: اعجاز وسيلهاى است از وسائل تبليغ آن...