107مىدهيم، مقصود نهايى ما اينست كه سير تطوّرات مفهوم اين واژه را در طول زمان دريابيم).
اهل لغت، « اعجاز » را اينچنين معنى كردهاند:
« هو الايقاع فى العجز »، اعجاز عبارت است از انداختن طرف در عجز و ناتوانى 1... اهل اصطلاح مفهوم « اعجاز » را چنين شناساندهاند:
اعجاز عبارت است از حجّت و برهانى كه قرآن كريم آن را به دشمنان خود از مشركين ارائه مىدهد، تا ايشان را بدين وسيله عاجز و ناتوان گرداند.
و امّا هنگامى كه ما بخواهيم اين اصطلاح را در محدودۀ تاريخى (يعنى در زمينۀ تغيير و تحوّل ادراك بشر به عنوان حجّتى براى دين، و ادراك خصوص مسلمان به عنوان حجّتى براى اسلام) مورد ارزيابى و شناخت قرار دهيم، بهناچار بايد قضيّه را در پرتو تاريخ اديان بشناسيم و بشناسانيم...
اين بود « اعجاز » از ديدگاه سهگانۀ لغت، اصطلاح و تاريخ...
امّا آياتى كه در قرآن بر مسألۀ اعجاز دلالت دارد، بلكه متعمداً به آن التفات شده است، فراوان است. مانند آيۀ شريفۀ:
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلىٰ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هٰذَا الْقُرْآنِ لاٰ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كٰانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً 2؛ بگو اگر آدميان و جنّيان گرد آيند بر اينكه به مانند اين قرآن بياورند. به مانند اين قرآن (نتوانند) آورند، و اگرچه برخى از ايشان بعض ديگر ر اپشتيبان باشند.
و آيۀ شريفۀ:
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَيٰاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ كُنْتُمْ صٰادِقِينَ* فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمٰا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللّٰهِ وَ أَنْ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ 3؛ يا گويند: آن قرآن را برساخته. بگو! پس ده سورۀ برساخته همانند آن بياوريد و هركه را توانيد جز خدا بخوانيد (و كمك گيريد). اگر راستگو هستيد - پس اگر شما را اجابت نكردند، بدانيد آنچه فرستاده شده، به علم