108خداست و اينكه معبودى جز او نيست، پس آيا شما گردن مىنهيد 1؟ و نيز آيات شريفۀ:
وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمّٰا نَزَّلْنٰا عَلىٰ عَبْدِنٰا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَدٰاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ كُنْتُمْ صٰادِقِينَ* فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النّٰارَ الَّتِي وَقُودُهَا النّٰاسُ وَ الْحِجٰارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكٰافِرِينَ 2؛ و اگر در آنچه ما بر بندۀ خود نازل كرديم ترديد داريد، پس يك سوره مانند آن بياوريد و گواهان 3 خود را بهجز خداوند بخوانيد (و كمك بگيريد)، اگر راستگو هستيد - و اگر اين كار را نكنيد كه هرگز نخواهيد كرد، پس از آتشى كه هيزم (و سوخت \ آتشگيره) آن مردمان و سنگها هستند (و) براى كافران مهيّا گرديده است، بپرهيزيد.
ملاحظۀ دقيق آيات سهگانۀ فوق مبرهن مىدارد كه سياق آنها، در مسير انشاء حجّت و دليل نيست، بلكه در مسير اعلان حجّت و اعجاز در همۀ قرآن مىباشد، آنطور كه تأثير آيات گوناگون قرآنى در عقول آماده و دلهايى كه همواره درصدد پذيرش حق بودهاند، (متواتراً) نقل شده است.
حال بايد پرسيد:
تأثير آيات قرآنى در دوران جاهليّت تا چه زمانى ادامه يافت، و چگونگى اين تأثير در دورانهاى مختلف چگونه بود؟
براى پاسخگويى به اين پرسش لازم است يادآور گرديم با رجوع به تاريخ ملّتها اين واقعيّت را به روشنى مىيابيم كه:
هر ملّتى را هويّت و فضايى ويژه است كه مواهب و نيروهاى خلاّقۀ خويش را