93مقتضيات بياباننشينى و صحراگردى، نوعى از مناسبات قبيلهاى را در اين منطقه به وجود آورد كه هر قبيله تحت رياست «شيخ قبيله»، همراه دامهاى خويش در جست و جوى آب و مرتع به كوچنشينى مىپرداختند و در نتيجه نوعى قدرت سياسى، حكومت پراكنده و ملوكالطوايفى و به عبارت بهتر ملوكالقبايلى در عربستان را شكل داد و قدرت سياسى منطقه، در مقام عمل ميان قبايل و رؤساى آنها تقسيم شد. حتى در دوران معاصر نيز آثار و رسوبات حيات سياسى قبيلهاى در اين كشور به چشم مىخورد.
گذشت زمان و عدم بعثت پيامبرى در اين منطقه، زمينه رواج خرافات و بتپرستى در ميان قبايل را فراهم ساخت و جز پيروان اندك حضرت ابراهيم(ع) (حنفاء) و تعداد كمى كه پيرو آيين يهود و مسيحيت بودند و روشنفكرانى كه به پرستش اجرام آسمانى رو آورده بودند، بقيه قبايل عرب، بتپرست شده بودند و مناسك توحيدى حج، به سوت و كف زدن در كنار خانه كعبه 1 و گاه طواف به صورت عريان بدل گشت و نظام قبيلهاى همچنان بر آنان حاكميت داشت.
ب. دوران ظهور اسلام
بعثت خاتم پيامبران حضرت محمد(ص) و ظهور مكتب حيات بخش اسلام در قرن هفتم ميلادى، دوران جديدى از حاكميت سياسى را در اين كشور پديد آورد.
پيامبر گرامى اسلام(ص) پس از تحمل سختىهاى فراوان در مكه، به مدينه مهاجرت نمود و با متحد ساختن قبايل متخاصم، اوّلين دولت اسلامى را تشكيل داد و نخستين حكومت فراگير اسلامى را بنيان نهاد.
تشكيل حكومت نبوى، شهر مدينه و عربستان را از اهميت فزايندهاى برخوردار ساخت. اين اهميت بىبديل تا زمان سه خليفه نخستين؛ ابوبكر، عمر و