156باشد، بلكه منظور او طلب حاجت از پيامبر باشد و براى اين منظور در نزد قبر مطهر، صداى خود را بلند كند، چنين كسى رسول خدا را اذيت كرده و به خدا شرك آورده و به خود ستم روا داشته است. 1 و اگر كسى بگويد: يا رسول الله! و يا نامهاى ديگر از اين قبيل را بر زبان جارى سازد و قصد او از اين خطابها، دفع شر يا جلب خير باشد و امورى را در نظر بگيرد كه جز خداوند كس ديگرى قدرت انجام آن را ندارد، چنين كسى مشرك و ريختن خونش جايز و تصرف در اموال او مباح مىباشد. 2ابن تيميه هر روايتى را كه مخالف عقايد اوست، مجعول معرفى مىكند ولى براى اثبات آراى خود به هر حديث و نوشتهاى تمسك مىجويد. وى تمام احاديث بيانگر اسباب نزول در مورد آياتى كه در فضايل اهل بيت وارد شدهاند، همچنين روايات نبوى در اين مورد را رد مىكند، ولى به گونهاى مداوم از دشمنان آنها تمجيد كرده و براى فضايل معاويه و عدم جواز سب و لعن يزيد، دست به قلم مىبرد و كتاب مىنويسد و در آنها يزيد را از اتهام حمل سر مقدس امام حسين به شام و زدن چوب بر لب و دندان مبارك حضرتش تبرئه مىكند. 3گفتنى است در مورد صحابه، وهابيون به تناقض عجيبى گرفتار آمدهاند؛ از يك سو برخى از صحابه را كافر مىدانند؛ بر اساس نوشته محمد بن عبد الوهاب: «گروهى از صحابه با آن كه نماز مىگزاردند و در ركاب پيامبر جهاد نموده زكات مىدادند و روزه مىگرفتند، در عين حال كافر و از اسلام دور بودند.» 4