64روشن است كه خدا نزد كسى براى كسى شفاعت نمىكند، چون او برتر از هر چيز است، و هر چيز در پيشگاه او خاضع است. پس معناى اينكه همۀ شفاعت از آن اوست اين است كه خداى سبحان مالك مقام شفاعت است و هيچ كس جز با اجازۀ او شفاعت نمىكند. پس اين آيه، هم نفى عقيدۀ مشركين است كه براى غير خدا شفاعت قائل بودند، هم نفى اعتقاد يهود و نصارىٰ است كه به شفاعت مطلق و بىقيد و شرط در مورد شفاعت كننده و شفاعت شونده معتقدند. و اين منافات ندارد با اينكه بندگانى باشند كه چون مورد رضايت الهىاند، اذن شفاعت داشته باشند.
دستۀ چهارم: شفاعت به اذن خدا
آياتى هست كه به روشنى دلالت بر شفاعت كسانى با اذن الهى دارد.
امّا اينكه آنان كيانند؟ قرآن از آنان چيزى نمىگويد. اينك آيات:
1. «مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ» 1، «كيست كه نزد خدا شفاعت كند، مگر به اذن او.»
2. «مٰا مِنْ شَفِيعٍ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ» 2، «هيچ شفيعى نيست، مگر پس از اجازۀ او.»
3. «لاٰ يَمْلِكُونَ الشَّفٰاعَةَ إِلاّٰ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمٰنِ عَهْداً» 3«مالك شفاعت نيستند، مگر كسى كه نزد خداوند، عهد و پيمانى گرفته باشد.»
پس شفاعتِ مطلق، يعنى شفاعت بدون اذن خدا يا شفاعت بتها، مردود است و شفاعت ديگران كه خدا به آنان اذن داده و نزد پروردگار