63
آنكه روزى برسد كه در آن روز، نه داد وستدى است، نه دوستى و نه شفاعت.»
ذيل آيه نشانه مىدهد كه آنچه نفى شده، شفاعت در حق كافران است.
دستۀ دوّم: نفى صلاحيت بتها براى شفاعت
عرب جاهلى چون معتقد به شفاعت بتها نزد خدا بودند، آنها را مىپرستيدند. در اين زمينه آيات فراوانى است كه به يكى بسنده مىكنيم:
«أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ شُفَعٰاءَ قُلْ أَ وَ لَوْ كٰانُوا لاٰ يَمْلِكُونَ شَيْئاً وَ لاٰ يَعْقِلُونَ » 1
«آيا جز خدا شفيعانى گرفتهاند؟ بگو: آيا هر چند آنها مالك چيزى نباشند و شعورى نداشته باشند. باز هماز آنان شفاعت مىطلبيد؟»
دستۀ سوّم: انحصار شفاعت در خدا و عدم شركت ديگرى
خداوند مىفرمايد:
«قُلْ لِلّٰهِ الشَّفٰاعَةُ جَمِيعاً لَهُ مُلْكُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ » 2
«بگو همۀ شفاعت از آن خداست، فرمانروايى آسمانها و زمين از آن اوست، سپس به سوى او بازگردانده مىشويد.»