65اجماع بكردند براى تمزيق [پاره پاره كردن] قرآن. عجب كارى است و چه شوخ مردماند. إذا لم تستحيي فاصنع ما شئت، يعنى: چون شرم ندارى از خدا و خلق، هر چه مىخواهى بكن. هر روز به سبب اجماع ايشان، ركنى از اركان دين خراب مىشد؛ و مع هذا هنوز بر آنند و خواهند بودن و تصديق آن كردن.
الخبر السادس:
روايت كنند كه رسول صلّى الله عليه و آله گفت:
أحفظوني في أصحابي فإنّهم خيارُ أمّتي، يعنى: حقّ من نگاه داريد در اصحاب من كه ايشان گزيدگان امّت منند.
الاشكال الواردُ عليه:
اين حديث معارض است به حديث قضاعى، روايةً عن الرّسول أنّه قال: احفظوني في عترتي، فإنّهم خيار عشيرتي، يعنى: قضاعى در شهاب الاخبار [ص 321 چاپ ارموى. به جاى «عشيرتى» «أصحابى» آمده است] روايت مىكند كه رسول گفت كه: حقّ من نگاه داريد در عترت من كه ايشانگزيدگان قبيل منند؛ و صحّت اين حديث مجمعٌ عليه شد از طرفين، و حديث خصم به انفراد او است بدان؛ و اگر اين حديث مطلق باشد، حفظ معاويه لازم بود، به سبب آن كه وى به مذهب خصم صاحب رسول است و كاتب وحى، لكن روزى از روزهاى صفّين، بيست و پنج تن بدريان را شهيد گردانيد و عمّار ياسر از ايشان بود. حقيقت است كه در وحى مُنزَل نبود كه به روزى بيست و پنج بدرى را بكش، و حُجر بن عدى را با پانصد تن بلكه اكثر از مرد و زن را بىگناه بكش و بسوزان، بدان سبب كه ايشان [31] لعنت عترت رسول نمىكردند و بدان رضا نمىدادند و در آن باب اظهار كراهت مىكردند. و در آن وحى كه وى مىنوشت اين نيز نبود كه حسن بن على عليه السلام را زهر بده و بكش، و وصيّت به يزيد لعين كن به قتل حسين عليه السلام با هفتاد و سه تن نفس زكيّه از عترت رسول و اصحاب رسول و نهب مال ايشان و اسر اولاد اهل بيت عصمت رسول. بىشك كه اين فَعَله او در وحى مُنزَل نبود؛ به زعم خصم نيز. پس وى