64دويّم براى قتل هم اجماع بود. پس معلوم شد كه اجماع ايشان بر باطل بود.
و نيز اجماع كردند به خلافت معاويه و يزيد و ساير ملوك بنى اميّه با آن كه جمله مخالفان گويند: والشَّجَرَةُ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقرآنِ ايشان بودند - يعنى بنىاميّه - و مع هذا اجماع كردند به خلافت ايشان، و مع ذلك آن ملاعين اظهار تبرّا و لعنت خاندان محمّد عليهم السلام كردند، و ذرّيّه طاهره را مىكشتند و فتوى مىدادند به خون و مال ايشان، و رسول صلّى الله عليه و آله گفت: حُرمةُ مالِ المُسلم كحُرمَةِ دَمِهِ، يعنى: چنان كه خون مرد مسلمان حرام است ريختن، مال وى بردن همحرام است. اگر خون بود اين است كه معلوم شد، و اگر مال بود اين است كه معلوم است كه خمس ايشان باز گرفتند، و اگر قرين عترت بود كتاب خدا بود.
وليد خليفه كه اين طايفه اجماع كردند به خلافت او، بفرمود تا قرآن را تيرباران كردند در مقام هدف، و سبب اين آن بود كه روزى آن لعين براى سببى فال برگرفت از قرآن، اين آيه برآمد: وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خٰابَ كُلُّ جَبّٰارٍ عَنِيدٍ (ابراهيم:15). ثانياً و ثالثاً هم اين فال برآمد. در خشم شد و اشارت كرد به قوّاد و بطارقه تا آن قرآن را به هدف ساختند و تيرها مىزدند تا پاره پاره شد، و اين نظم جمع مىكرد: [حياة الحيوان الكبرى: 108/1]
أتوعدنى بِجَبَّارٍ عَنِيدٍ فَهَا أنَا ذَاكَ جَبَّارٌ عَنِيدٌ
إِذَا مَا جِئْتَ رَبَّكَ يَوْمَ حَشْرٍ فَقُلْ يَا رَبِّ مَزَّقَنِي الْوَلِيدُ
يعنى: تو مرا مىترسانى به جبّار عنيد؟ اين جبّار عنيد منم. چون روز قيامت به نزديك خداى خود برسى بگو كه: وليد مرا پاره پاره كرد.
و رسول صلّى الله عليه و آله كه از دنيا بيرون مىشد گفت:
إنّي تاركٌ فيكُمُ الثّقَلين كتاب الله و عترتي؛ [مسند احمد: 17/3] يعنى: دوچيز بزرگ به شما مىگذارم: كتاب خدا و عترت خود. به زعمخصم اجماع كردند به روز اوّل براى رفع و دفع خمس ايشان و منع و غصب امامت ايشان. روز دويّم اجماع بكردند براى قتل عترت و نهب مال ايشان و أسرِ اهل بيت رسول؛ و روز سيّم