63سؤال: عادت جمله انبياء و ائمّه تواضع بودى، و اعتراف به تقصير عبوديّت در حضرت ربوبيّت، يُمكن كه اين نيز از آن قبيل باشد.
الجواب عنه: آن تواضع و اعتراف به تقصير عبوديّت ميان بنده و مولى بودى، نه ميان بنده و بنده، و كلام ابوبكر از قسم دويّم است نه از قسم اوّل، و شخصى كه در اسلام خويش شاك بوده باشد و در نفاق خويشتن بدگمان، چگونه افضل بود از عليّ كه لو كُشِف الغطاء ما ازددتُ يقيناً صفت او بود، چنانكه مخالفان گويند: روزى عمر از حذيفه يمانى پرسيد، و وى عرّاف المنافقين بودى كه: يا حذيفة! ما قال فيَّ رسول الله؟ قالَ حذيفة: لم أك بالّذي أفشي سرّ رسول الله، يعنى: اى حذيفه! چه گفت درحقّ من رسول خدا؟ حذيفه گفت: من نه آن كسم كه سِرّ رسول خدا فاش كنم؛ و گويند كه: سه كرت از حذيفه پرسيد كه: وى منافق است يا نه؟
الخبر الخامس:
روايت كنند كه رسول صلّى الله عليه وآله فرمود:
لاتَجتمع أمَّتي عَلَي الضّلالة، - و روي - أمّتي لاتجتمع علي الضلالة - و روي - علي الباطل [30] يعنى: امّت من جمع نشوند بر ضلالت، و به روايتى كه: بر باطل جمع نشوند.
الاشكال عليه:
بدان كه ممكن است كه اين لفظ خبر باشد در معنى نهى، نحو قوله: فَلاٰ رَفَثَ وَ لاٰ فُسُوقَ وَ لاٰ جِدٰالَ فِي الْحَجِّ (بقره:197)، يا خود رسول مجزوم گفته باشد و راوى در استماع يا ايراد اعراب سهو كرده باشد، و چون چنين باشد نهى باشد و ايشان مرتكب منهى شده باشد.
و اين خبر باطل است و افترا به قتل عثمان عفّان، زيرا كه چند هزار مهاجر و انصار جمع شدند متّفقُ اللّفظ والمراد كه وى مستحقّ قتل است، و وى را بكشتند و هيچ كس مانع آن نشد. اگر روز اوّل براى بيعت اجماع بود، روز