220و فخر نمود به تو امروز بر فرشتگان خود. برخوان: إِنَّمٰا وَلِيُّكُمُ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاٰةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكٰاةَ وَ هُمْ رٰاكِعُونَ . (المائده:55).
و در كتاب مؤلف تصنيف محمّد جرير الطّبرى آمده است روايت از امّ سلمه كه پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرمود كه: على دوست داشتهتر است در درگاه خدا از مجموع فرشتگان هفت آسمان؛ و به درستى كه خداى تعالى مباهات مىكند روز قيامت به علىّ عليه السلام بر همه اهل بهشت؛ و به درستى كه شيعه على را سؤال نمىكنند از گناهان، بلكه گناهان ايشان آمرزيده باشد.
جواب آخر:
محال باشد كه حق تعالى، رسول را بگذارد و مباهات به عمر كند كه چند سال مشرك بوده، و انكار واجب الوجود كرده، و در اسلام خويشتن به شكّ بوده، و محمّد صلى الله عليه وآله عزّت قاب قوسين يافته، و سر او [117] محل حلفه [قسم] الهى شده:
لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ (حجر:72) ،
و خاك قدم او مقسم به عزّت آمده: لاٰ أُقْسِمُ بِهٰذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهٰذَا الْبَلَدِ (بلد:2) و صد و بيست و چهار هزار انبيا را به وى ختم كرده. شخصى چنين را فرو گذارد و وى را از جمله عامّه شمرد، و مباهات به عمر كند كه در احد به قول وى شيطان پاى در گردن او كرده و وى را در كوه احد مىدوانيد! اذا لمتَستحى فاصنعي ما شئت، يعنى: چون شرم ندارى، مىكنى آنچه مىخواهى؛ و نيز حق تعالى از بندگان خود ميثاق توحيد بستاند، حيث قال: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قٰالُوا بَلىٰ (اعراف:172)، يعنى: آنجا كه حق تعالى گفت ياد كن: چون فرا گرفت پروردگار تو از بنيآدم از پشتهاى ايشان فرزندان ايشان را، و گواه گرفت ايشان را بر آنها، و گفت: من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: بلى. تو پروردگار مايى. در آن زمان ابوبكر وعمر و عثمان در آنجا حاضر نبودند، زيرا كه چند سال در انكار توحيد و عدل بودند و سجده لات و عزّى مىكردند. لكن به مذهب سنّيان چنان است كه غلام ابوبكر افضل است از بلال محمّد! اگر عمر