177واقدى ناصبي در كتاب فتوح الشام گفت كه: چون زخم بر عمر آمد، عثمان سر وى از خاك برداشت. گفت: دَعني: بگذار مرا. عثمان وى را رها كرد. عمر گفت: ويلٌ لي، ويلٌ لي من النّار الان لو كانت لي الدّنيا لأفتديتُ بها من النّار و لم أرها - يعنى النّار. و هذا دليلٌ على انّه من أهل النّار و أنّ الرّسول لم يرض عنه قطّ، يعنى: عمر گفت: واى بر من! واى بر من! از آتش دوزخ. در اين هنگام اگر دنيا از آن من بودى بدادمي و خود را از آتش دوزخ باز خريدمى تا آتش دوزخ را نديدمى [...].
الخبرالثاني عشر:
روايت مىكنند كه رسول صلّى الله عليه و آله فرمود: الخلافةُ بَعدي ثلاثون سَنَة ثمّ يَكون ملكاً عضوضاً [الصراط المستقيم: 101/2] بربزيّاً - يعنى اضطرابيّا و البربزة الحركة، يعنى: خلافت بعد از من سى سال باشد، بعد از آن پادشاهى بود دندان گيرنده بىآرام.
الاشكال عليه:
در صحيح و مصابيح و غيرهما از كتب مخالفان وارد شد كه رسول گفت به روايت جابر بن سمره: قال سمعتُ رسول اللّه:
لَا يَزَالُ هَذَا الدِّينُ عَزِيزاً مَنِيعاً إِلَى اثْنَيْ عَشَرَ خَلِيفَةً فَقَالَ كَلِمَةً [أصَمَّنِيهَا النَّاسُ] فَقُلْتُ لأبِي مَا قَالَ، قَالَ: قَالَ رسول الله: كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ [بحار: 266/36].
يعنى: جابر سمره گفت كه، شنيدم از رسول خدا صلّى الله عليه وآله كه وى گفت: هميشه اين دين عزيز و بلند باشد تا دوازده خليفه. بعد از آنسخنى بگفت. راوى مىگويد كه من گفتم: پدرم فداى تو باد! رسول صلّى الله عليه وآله چه گفت؟ گفت: پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرمود كه: همه از قريش باشند؛ و در مناقب ابوبكر احمد بن موسى بن مردويه المحدّث الاصفهانى آمده: عن الأعمش، أنّه قال: قُبِض النّبىّ صلّى الله عليه وآله و علىّ ابن ثلاثين و عاش بعده ثلاثا و ثلاثين سنة، يعنى كه: پيغمبر را وفات رسيد، على را سى سال بود،