47از مناظره اى كه زمان اقامت در اصفهان با جمعى از علما در امامت داشته ياد كرده است. به عنوان ختم كلام از آنان پرسيده است: اگر صحابه در محله اى از اين شهر توطن كنند و على (ع) در محله اى ديگر، و در اين هنگام رسول(ص) از راه برسد، و منزلى نداشته باشد، در خانه كه فرود خواهد آمد. گفتند: در خانه على(ع). و او خدا را شاكر است كه كسى را دوست دارد كه رسول خانه او منزل مى كند. (ص 179). يك مناظره ديگر او در اصفهان چنين بوده است كه از سنيان مى پرسد: اگر پيامبر(ص) در صفين حاضر مى شد، به سپاه على مى پيوست يا با سپاه شام بود. گفتند: با على. گفت: اگر فرض كنيم كه محمد در اين شهر مى آمد و خانه خلفاى چهارگانه هم اينجا بود، او به خانه على و فاطمه مى رفت يا ديگران؟ گفتند: در خانه فاطمه و على (426). شايد همان مناظره نخست باشد با زبانى ديگر.
وى سخنى هم از انقراض عباسيان مى گويد (ص 192) و در سراسر كتاب بارها آنان را در كنار بنى اميه قرار داده از ستم آنان به امامان و علويان سخن مى گويد. وى جايى از «العباسية و التيمية و الاموية» ياد كرده است (ص 214). از زيديه هم خشنود نيست و روش قيامگرايانه آنان را كه به عنوان «خروج» از آن ياد مى كند، مورد انتقاد قرار مى دهد. اين كه آنان امامت را به شرط خروج ثابت مى دانند به نظر او درست نيست، زيرا يك روز ممكن است يك صد علوى قيام كنند و طبعا بين آنان اختلاف پديد مى آيد. آن وقت ميان آنان نبرد مى شود و الى آخر كه مشكل لاينحل خواهد شد.
به علاوه، چرا على (ع) زمان خلفا، خروج نكرد؟ آيا آن زمان امام نبود؟
اما اگر كسى بگويد: حسين بن على خروج كرد و زيد هم بدو اقتدا نمود در آن صورت بايد در پاسخ گفت: امام حسين (ع) براى گرفتن امامت قيام نكرد بلكه براى دفع مضرت قيام كرد و اين به قتلش منجر شد. مردم او را به اطاعت يك كافر فرا خواندند و او امتناع كرد. بدين ترتيب خروج زيد، معصيت و بدعت بوده است. اين تحليل وى در باره هدف امام حسين (ع) از قيام هم كه