73
لدولته المؤيّدة، استجاب اللّٰه أدعيته، و بلّغه في أيّامه الشريفة أمنيته، من سنة ستّ و ستمائة الهلالية، و حسبنا اللّٰه و نعم الوكيل، و صلّىاللّٰه على سيّدنا محمّد خاتم النبيّين و آله الطاهرين و عترته و سلّم تسليماً.
خط كتيبۀ مزبوره كوفى نيست، به سهولت خط نسخ امروز ما هم خوانده نمىشود، نمىدانم پيش استادان خط چه اسمى دارد.
بعد از مراجعت از حرم مطهر، به خانه برگشته به پاى نقاله شط رفتيم، و پس از عبور از شط، با عربانه رفتيم به پاى ايستگاه خط آهن و تا غروب ماشين نرسيد، شدت گرماى هوا، نبودن محل مسقف، وزيدن بادهاى موسمى، گرد و غبار زياد، اسباب زحمت و فرسودگى شد.
در اين ايستگاه يك دستگاه آبانبار قابل تعريف بود، و آن عبارت است از يك مخزن بزرگ آهنى، كه به روى چهار پايه آهنى منصوب است، ارتفاع پايهها ده ذرع مىشود، يك دستگاه تلمبه آتشى كه مكينه مىگويند، به توسط شيرى كه روى يك استوانه قشنگ آهنى است، و يك ذرع از زمين ارتفاع دارد، مسافرين شير را باز مىكنند و به قدر حاجت آب صاف خوب برمىدارند، نمىدانم اين كه ايستگاه ماشين را چه در «سامره» چه در «كاظمين» و چه در «بغداد» ميان صحرا و دور از آبادى قرار دادهاند چيست؟
بارى نماز مغرب را خوانديم، شام را هم خورديم، باز ماشين نيامد.
جمعيت زوار هم زياد شده بود، هر دسته در يك گوشه و كنارى بساط خود را انداختند كه بخوابند، غفلتاً چند نفر عرب فرياد زدند، كه اينجا نخوابيد حرامى (دزد) شما را اذيت خواهد كرد، مردم به وحشت افتادند،