74نزديك هم جمع شدند پيش رئيس استاسيون رفتيم، گفت ترس نكنيد اما مواظب خود باشيد، بالجمله وحشت دستبرد حرامى خواب را تا صبح بر مردم حرام كرد.
كاظمين
يكشنبه هجدهم رمضان مطابق شانزدهم جوزا.
امروز سه ساعت به ظهر مانده، يعنى درست پس از يك شبانهروز معطلى، ماشين از «تكريت» و «موصل» آمد، بليط گرفته سوار شديم، و در حال حركت به چند استاسيون ديگر برخورديم، اولى موسوم به «اصطبلات»، ثانوى... «استاسيون بلد» كه نام قصبهاى است و منسوبين آن را «بلدانى» مىگويند، و آنجا بقعهاى نمايان بود كه گفتند مرقد «امامزاده سيد محمّد بن امام على النقى عليه السلام » است و زيارتگاه اهالى اطراف است، سوم «استاسيون سوميته»، اسامى استاسيونها را به روى تابلوهائى به خط انگليسى فقط نوشتهاند، لااقل پهلوى آن ممكن بود به خط عربى هم بنويسند ولى چه بايد كرد، حكومت با اجنبى است!
بهعكس ماشين «قرهتو»، اين ماشين خيلى سريعالسير است، مسافت هشتاد و شش ميل راه را، كه بيست و يك فرسخ ما مىشود، در ظرف چهار ساعت طى كرد، و براى يك ساعت از ظهر گذشته، در ايستگاه «كاظمين» پياده شديم، هوا بشدت گرم بود، فاصله بين ايستگاه تا شهر را پياده رفتيم، مركوب و مركبى حاضر نبود، ديروز و ديشب و امروز زحمت و مشقت زيادى تحمل كرديم، لكن بحمداللّٰه تعالى شب را كه شب نوزدهم و ليلۀ إحياء است، در بيابان نمانده در حرم «كاظمين عليه السلام » مشرف و موفق بوديم.