242براى غسل اين پيكر بريزيد آب آهسته
كه دارد زخمها از تازيانه پيكرى كوچك
بهروى خاك قبرش كاش بنويسند اين جمله
نهان شد گوشهى ويرانه امشب كوثرى كوچك
قيامت شد، سكوت شب شكست از داغ او «ياسر»
بهپا شد در عزاى جانگدازش محشرى كوچك