164قريشيان در ايام حج تهيۀ آب براى حجّاج بود.اين عمل را سِقايه مىگفتند.گفتهاند اول كس كه براى حُجّاج چنين كرد،قُصى بود.
بعد از آب رسانى،مشكلِ ديگر در اين ايام،اطعام بود،اين عمل را«رِفاده»مىگفتند و باز گفتهاند،نخستين كس كه دست به اين اقدام زد،قُصى بود. 1
اين شغل در اولاد قصى برجاى بود،پس از او هاشمبن عبدمناف و پس از او عبدالمطّلب پسرش و بعد از وى ابوطالب تا ظهور اسلام اين كار را برعهده داشت.
به غير از اين خاندان،كسانِ ديگر بودند كه در اين كار شركت مىجستند؛ازجمله بايد عَدينبن نَوفِل را نام برد كه معاصر عبدالمطّلب بود و در صفا و مروه با شير و عسل به سقايت حاجيان مىپرداخت. 2
طَواف و تَلْبيه:
آنچه كه قابل تأمل است و در حقيقت ماهيّت حجّ جاهلى را برمىنماياند،توجه به محتواى تلبيهها و ارتباط آن با بتهاست.در اينجاست كه از حجّ آنان با آنهمه هيمنۀ ظاهرى،جز حركاتى عبث و تلاشهايى بيهوده،برجاى نمىماند.
به واقع،اعمال حجّ رموزى است الهى با روح توحيدى كه از خليلِ بُتشكن برجاى مانده است،غفلت در آن و بيگانگى با آن رازها و رمزها و دل تهى نكردن از غيرمطلوب و چرخيدن بىحضور،دَوَرانى است خُسران آور.
از همه،عمدهتر ربط بينِ آن رموز و شعائر در آن مواقف و مناسك،با صحنۀ بُرونى است كه بعد از آن يك حاجّ ابراهيمى با او درگير خواهد بود،صحنههايى كه بايد دين و دل و دنيا را برآيين ابراهيم عليه السلام و محمد صلى الله عليه و آله يعنى اسلام بپردازد و در جمع بين اين سه، آن كُند كه خليل عليه السلام كرد و آن رود كه حبيب صلى الله عليه و آله رفت.
حج جاهلى،حج مُشركان بود،آنان پس از ورود به مكه،پيشِ بتان مىرفتند و به