163مىآوردند.پس از فراغت،چون داخل كعبه مىشدند،كفش و لباس را صدقه مىدادند و براى طواف از حُمسيان لباس كرايه مىكردند. 1
3-طُلْس: در بارۀ طُلْس گفتهاند كه اينان يمنيان اهالى حَضرموت و عَكّ و عجيب و ايادبن نزارند.
در وجه تسميه گفتهاند،چون از مكانهاى دور مىآمدند و در حالى كه غبار راه بر آنها نشسته بود،به طواف خانه مىپرداختند،بدين نام خوانده شدهاند. 2
اينان در احرام بسانِ اهل حِلّه و در پوشيدن لباس و دخول خانه چون اهل حُمس عمل مىكردند. 3
عُمْره:اهلِ جاهليت از حُمس و حِلّه و طُلس،به غير از حج براى عُمره هم به كعبه مىآمدند.در عمره خلاف حجّ،قبلاً حلق كرده و از تلبيد خوددارى مىكردند.
در ايامحج انجامِ عمره راگناهى بزرگمىشمردند.و عمره در ماههاى حج،ذىقعده، ذىحجّه و محرم را[برحسب اعتقاد جاهلى]بس نابخشودنى مىدانستند و مىگفتند:
«إِذَا بَرَأَ الدُّبُرْ وَعَفَا الْوَبَر،و دَخَلَ صَفَر،حَلَّتِ الْعُمْرَةُ لِمَنْ اعْتَمَر». 4
«چون پسين شتر از رنجِ سفرِ حج پاك شود و پشمش برويد و ماه صفر درآيد،عُمره برآنان كه عزم كردهاند،حلال شود.»
عمره،از حيث احرام و طواف با حج فرقى نداشت،الاّ اينكه وقوفِ در عرفه و مزدلفه و مِنا و رمى جمار نداشت.
سِقايت و رِفادت:
چون مكه در درهاى لم يزرع واقع شده و از حيث آب كمبود داشت،عمدۀ تلاشِ