155مقدارى از گياه خطمى و آس و سِدْر را با كمى از كتيرا به هم مىآميخت و آن رادرميان موهاى سرش مىنهاد،تلبيد براى آن بود كه از مرتب كردن مو و كشتن شپش خوددارى كنند.
اميّة بن ابى صَلْت،حاجيان تلبيد كرده را اينگونه وصف مىكند:
شَاحِينَ آباطَهُم لَم يَنزَعُوا تَفَثَا
وَلمْ يَسلُّوا لَهُم قَمْلاً وَ صِئْبانا 1
«آغوشهاى خويش را گشودهاند و موهاى به هم پيچيده را از هم باز نكردهاند.آنان نه شپشى و نه رشكى را نيز از موى باز نگرفتهاند.»
مَواقف:
نخستين موقف،همانگونه كه بيان شد،عَرفَه بود كه روز نهم ذىحجّه بدان وارد مىشدند.
در مورد نام«عرفه»وجوهى ذكر كردهاند؛ازجمله اينكه جبرئيل حضرت ابراهيم را در مشاعر مىگردانيد و مواضع را به او ياد مىداد و او مىگفت:«عَرَفْتُ»يا اينكه گفتهاند آدم و حوا بعد از هبوط در اينجا،همديگر را بازشناختند.نيز گفتهاند كه در آنجا مردم با هم آشنا مىشوند. 2
ياقوت گفته است:عَرفه،از عرف به معناى صبر است؛زيرا براى رسيدن به آن صبر فراوان بايد.و هم افزوده است كه:مردم در اين وقت به گناهان خويش اعتراف مىكنند. 3
هوتسما (Houtesma) وقوف جاهليان را در عرفات به وقوف يهود بربالاى كوه سينا تشبيه كرده است. 4كه در آنجا خداوند از طريق رعد و برق بر موسى تجلّى كرد.