114
اِخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللّٰهُ يَهْدِي مَنْ يَشٰاءُ إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ. 1
«مردم امت واحدى بودند و خداوند پيامبران را با تبشير و انذار برانگيخت و با آنان كتاب حق نازل كرد تا در مواردى كه دستخوش اختلاف مىگردند داورى كند.و در آن كتاب اختلاف نكردند مگر كسانىكه مخاطب آن بودند و انگيزۀ آنها چيزى جز سركشى و طغيان نبود.سپس خداوند كسانى را كه ايمان آورده بودند با اذن و خواستۀ خود به شاهراه حق هدايت كرد و خدا هركس را بخواهد به راه مستقيم رهنمون مىگردد.»
از اين آيه استفاده مىشود كه:
1-جامعۀ بشرى،امت واحدهاى است كه گرايش به وحدت،در فطرت او به وديعه نهاده شده است.
2-پيامبران آمدند تا عوامل اختلاف را بردارند و آن را حل و فصل كنند و مردم را به شاهراه توحيد واتّحاد بازگردانند.
3-اختلافات مردم-حتّى ديندارانشان-معلول سركشى و طغيان هواهاى نفسانى آنها است كه بايد با اين آفتِ درونى مبارزه كرد.
4-مؤمنان واقعى را خداوند از خطر اختلافات مصون داشته است.
5-راه راست و طريق استوار سعادت،در هدايت الهى است؛يعنى همان«وحدت و توحيد»و تسليم شدن در برابر اوامر و نواهى حق.
در همين راستا،قرآن آحاد جامعۀ بشرى را به چنگ زدن بر رشتۀ استوارى دعوت مىكند كه هرگز گسستنى نيست؛ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِيعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا 2و اين است شالودۀ وحدت انسانى كه با ديدگاه جامعه شناسان تفاوت ماهوى دارد.
آنان معتقدند كه روابط انسانى و پيوندهاى اجتماعى،متأثر از عوامل جغرافيايى و اقليمى،مليّت و نژاد يا زبان و رنگ و...است كه هيچكدام پايدار نيست و يا در وضعيتى