115است كه مشكلى براى آنان پيش آيد؛مانند جنگ و بلاياى مشترك،آن هم براى حل مشكل! اما هرگاه مشكل رفع شود و مردم به راحت و رفاه و آرامش و امن برسند نهتنها انگيزهاى براى همبستگى ندارند،بلكه بر سر مطامع مادى و مال و جاه،به تنازع و رقابت روى مىآورند كه بديهى است اين پيوند ديرپاى نيست و اسلام چنين چيزى را نمىپذيرد و براى آن ارزشى قائل نيست.
در اسلام اساس پيوندهاى اجتماعى ايمان و اعتقاد است؛همان چيزى كه در «فطرت توحيدى»انسانها تعبيه شده و ثابت و پايدار و بدور از متغيّرات زمان و مكان است و با تكيه بر آن،امت از هرگونه تنازع و تفرّق رهايى مىيابد و جامعۀ موحّد متّكى به الفت روحى و قلبى است و فراتر از اميال فردى و آرمانهاى گروهى عمل مىكند.و اين همان امّتى است كه ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام هنگام بناى كعبه براى آن دعا كردند:
رَبَّنٰا وَ اجْعَلْنٰا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنٰا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَ أَرِنٰا مَنٰاسِكَنٰا. 1
«اى آفريدگار! ما را در برابر خودت تسليم گردان و از ذريۀ ما نيز امت مسلم پديد آور و مناسك ما را به ما بنماى».
حج تجلّىگاه توحيد و نفى شرك
در هر يك از مناسك حج،توحيد مبدأ و معبود و مقصد و مقصود به وضوح تجلّى دارد.
آنگاه كه حجگزار تلبيه مىگويد،تنها به خداى يگانه پاسخ مىدهد و شرك را طرد ونفىمىكند؛«لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ لاٰ شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ...».
و چون بر محور كعبه طواف مىكند نقطه مركزى توحيد را قبلۀ قلب خويش مىسازد و بر كعبه به عنوان سنگ نشانى براى راه يافتن به كوى دوست نظر مىكند.
و آنگاه كه به نماز مىايستد،با تذلّل سر به آستان محبوب مىسايد.
و زمانى كه در سعى صفا و مروه است،ذكر خدا را بر لب تكرار مىكند و سعى در