105انجام آن عمل خوددارى و تقيّه كند و عملى را كه مطابق با مذهب مخالفين و يا كفار باشد انجام دهد.و بطور كلى تقيّۀ خوفى در موردى است كه اضطرار يا اكراهى متوجّه انسان شده باشد.به اين تقيه،در بعضى از آيات و روايات اشاره شده است.
خداوند در قرآن مجيد مىفرمايد:
لاٰ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكٰافِرِينَ أَوْلِيٰاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّٰهِ فِي شَيْءٍ إِلاّٰ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقٰاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللّٰهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللّٰهِ الْمَصِيرُ. 1
«مسلمانها نبايد كفار را سرپرست خود قرار دهند و هركس چنين كند، هيچگونه ارتباطى با خداوند ندارد،مگر آنكه از آنها بترسد و تقيه كند.و خداوند شما را از مجازات خويش برحذر مىدارد و بازگشت به سوى او است.»
مَنْ كَفَرَ بِاللّٰهِ مِنْ بَعْدِ إِيمٰانِهِ إِلاّٰ مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمٰانِ. 2
«هركس پس از ايمان،به خدا كافر شود،گرفتار غضبى از جانب خدا و عذاب عظيمى خواهد شد،مگر كسى كه او را مجبور به اظهار كفر كنند،در حالى كه دلش آرام به ايمان است.»
بنابر نقلى،اين آيه در مورد گروه و جماعتى نازل شده كه از جملۀ آنان عمّار و پدر و مادر او (ياسر و سميّه) و عدهاى ديگر است.اين جماعت از سوى كفّار و مشركين مجبور به اظهار كفر شدند در اين ميان،پدر و مادر عمار از اين اظهار خوددارى كردند و شهيد گشتند،ليكن عمار آنچه را كه مشركين مىخواستند،اظهار نمود و از چنگ آنان رهايى يافت.مسلمانان اين جريان را به پيامبر خبر داده،گفتند كه عمار كافر شده است! اينجا بود كه خداوند اين آيۀ كريمه را نازل فرمود.
در روايت صحيحه فضلاء وارد شده است كه:شنيديم امام باقر عليه السلام فرمود:
«التَّقِيَّةُ