104ولايت كبرا شروع به آن نمودم.اميد است مورد رضاى حق تعالى و استفادۀ همگان قرار گيرد و اميد است در آينده نيز توفيق تدوين رسالۀ مبسوطى در اين باب-كه شامل ابعاد مختلف اين بحث مهمّ و موارد استثنا و اشاره به مواردى كه تقيّه جريان ندارد و مدارك مختلف آن باشد-نصيب گردد ان شاءاللّٰه تعالى.
محمد فاضل لنكرانى
واژۀ«تقيّه»
تقيه اسم مصدر از«تقى،يتقى»يا از«اتّقى،يتّقى»و يا مصدر دوّم كلمۀ«اتّقى»است (بنابر هر احتمال،حرف واو تبديل به تاء شده است).بنابراين تقيّه مشتق از«وقى»به معناى سپر گرفتن و تحفّظ در پوشش سپر است.كلمۀ«تقوا»نيز به همين معنى است،نه به معناى پرهيزگارى؛چراكه تقوا به معناى«حفظ خويشتن در سايۀ انجام واجبات و ترك محرمات»است؛به عبارت ديگر تقوا داراى دو بُعد مثبت و منفى است و پرهيزگارى تنها بُعد منفى آن را تشكيل مىدهد.نتيجه آنكه تقيّه معنايى جز تحفّظ و خود نگهدارى ندارد.
اقسام تقيّه
از بررسى مجموع آيات و رواياتى كه در مورد تقيّه وارد شده است،چنين استفاده مىشود كه تقيّه بر سه قسم است؛بدين معنا كه در اين باب،سه عنوان وجود دارد كه هر كدام موضوع براى حكمى واقع شدهاند،اگر چه در نظر ابتدايى نتوانيم عنوان تقيّه را بر هر سه قسم اطلاق نماييم،ليكن با دقت عميق-همانطورى كه بعداً اشاره خواهد شد - صحّت اين اطلاق روشن مىشود.
1-تقيه خوفى
در صورتى كه انسان در اثر انجام يك عملِ صحيح و مطابق با مذهب و دين خويش،خوف و ترسى را بر جان،ناموس و مال خود و يا ديگران مشاهده كند،بايد از